متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران


درسته دو سالی میشه که تو دل خاکی

اما کسی چه میدونه


شاید همین کبوتری هستی که هر صبح

روی دیوارمون میشینه


 

شایدم همون گلی هستی که گوشه ی آسفالتو

شکافته و من وقتی میبینمش لبخند رو لبم میشینه


 

نمیدونم


 

شایدم


 

شایدم شدی جزیی از گرمای خورشید


 

شاید هم.......


 

وقتایی که دلم بی دلیل میگیره


 

تو موزیک مورد علاقم باشی

که داری حالمو خوب میکنی و

 و من نمیدونم....

 #بیادتم هنوز


 

باورت میشه

هنوز باورم نشده که از دنیا رفتی..


 


:)

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


korosh_ts
ارسال پاسخ

درود
پس چه خوب و بس مشعوف شدم زین خبر.
همیشه در کنار خانواده محترم به شادی

مرگ را دیده‌ام من.

در دیداری غمناک، من مرگ را به دست
سوده‌ام.

من مرگ را زیسته‌ام
با آوازی غمناک
غمناک
و به عمری سخت دراز و سخت فرساینده.

آه، بگذاریدم! بگذاریدم!
اگر مرگ
همه آن لحظه‌ی آشناست که ساعتِ سُرخ
از تپش بازمانَد.
و شمعی ــ که به رهگذارِ باد ــ
میانِ نبودن و بودن
درنگی نمی‌کند،
خوشا آن دَم که زن‌وار
با شادترین نیازِ تنم به آغوش‌اش کشم
تا قلب
به کاهلی از کار
باز مانَد.
و نگاهِ چشم
به خالی‌های جاودانه
بر دوخته
و تن
عاطل!

aryan_
ارسال پاسخ

روانشون شاد

SA00
ارسال پاسخ


روحش شاد

arezoo1200
ارسال پاسخ

اخی..

خزان
ارسال پاسخ
Nnnn
ارسال پاسخ

korosh_ts :
درود دختر گل
خدا رحمت کند و روانش شاد
عمر وسلامتی برای شما و مادر گرامی.
شعر مهدی سهیلی تقدیم شما

وای … صد وای … اختر بختم پدرم، آن صفای جانم مرد
مرگ آن مرد، ناتوانم کرد چکنم؟ بعد از او توانم مرد
هر پدر، تکیه گاه فرزندست ناله، بی او چگونه سر نکنم؟
او بمن شوق زندگانی داد نیست شد تا مرا توان بخشید
پیر شد، تا بمن جوانی داد او خداوند دیگر من بود
پدرم لحظه های آخر عمر نگه خویش در نگاهم دوخت
بمن آن دیدگان مرگ زده بیکی لحظه، صد سخن آموخت
نگهش مات بود و گویا بود. واپسین لحظه، با نگاهی گفت:
وای، عفریت مرگ، پیدا شد آه … بدرود، ای پسر، بدرود !
دور، دور جدائی ما شد ای پسر جان! پدر ز دست تو رفت.

نگه بی فروغ او میگفت: نور چشمان من، خدا حافظ !

واپسین لحظه ها دیدارست پسرم! جان من – خداحافظ
تو بمان، زندگی برای تو باد. آفتاب منست بر لب بام
شمع عمرم رود به خاموشی قصه تلخ زندگانی من
میرود در دل فراموشی تو، پدر را زیاد خویش مبر.
پسرم! دوستدار مادر باش
او برای تو یادگار منست همچو جان پدر عزیزش دار
کو چراغ شبان تار منست غافل از حال او مباش، مباش
مادرت گوهری گرانقدرست بانگ بر او مزن، گهر مشکن
دل من بشکند ز آزارش جان بابا، دل پدر مشکن

هیچکس نازنین چو مادر نیست. زندگی پای تا سر افسانه است
مادر دهر، قصه پردازست عمر ما و تو قصه ای تلخست
تلخ انجام و تلخ آغازست قصه یی ناشنیدنش خوشتر

بسته شد دفتر حیات پدر دیگر این داستان بسر آمد
قصه ما بسر رسید و کنون –نوبت قصه ی پسر آمد
قصه ی عمر تو بسر نرسد...

ممنون استاد از حضورتون
شعر زیبایی بود

اما پدرم در قید حیات هستن

این رو برای مربیم نوشتم

Nnnn
ارسال پاسخ

arsham00 :
بسیار زیبا {h}

فدا

Nnnn
ارسال پاسخ

Arman33 :
خدایش بیامرزد

آمین
تشکر

Nnnn
ارسال پاسخ

Ssahar :
لایکک

ممنون عزیزم

korosh_ts
ارسال پاسخ

درود دختر گل
خدا رحمت کند و روانش شاد
عمر وسلامتی برای شما و مادر گرامی.
شعر مهدی سهیلی تقدیم شما

وای … صد وای … اختر بختم پدرم، آن صفای جانم مرد
مرگ آن مرد، ناتوانم کرد چکنم؟ بعد از او توانم مرد
هر پدر، تکیه گاه فرزندست ناله، بی او چگونه سر نکنم؟
او بمن شوق زندگانی داد نیست شد تا مرا توان بخشید
پیر شد، تا بمن جوانی داد او خداوند دیگر من بود
پدرم لحظه های آخر عمر نگه خویش در نگاهم دوخت
بمن آن دیدگان مرگ زده بیکی لحظه، صد سخن آموخت
نگهش مات بود و گویا بود. واپسین لحظه، با نگاهی گفت:
وای، عفریت مرگ، پیدا شد آه … بدرود، ای پسر، بدرود !
دور، دور جدائی ما شد ای پسر جان! پدر ز دست تو رفت.

نگه بی فروغ او میگفت: نور چشمان من، خدا حافظ !

واپسین لحظه ها دیدارست پسرم! جان من – خداحافظ
تو بمان، زندگی برای تو باد. آفتاب منست بر لب بام
شمع عمرم رود به خاموشی قصه تلخ زندگانی من
میرود در دل فراموشی تو، پدر را زیاد خویش مبر.
پسرم! دوستدار مادر باش
او برای تو یادگار منست همچو جان پدر عزیزش دار
کو چراغ شبان تار منست غافل از حال او مباش، مباش
مادرت گوهری گرانقدرست بانگ بر او مزن، گهر مشکن
دل من بشکند ز آزارش جان بابا، دل پدر مشکن

هیچکس نازنین چو مادر نیست. زندگی پای تا سر افسانه است
مادر دهر، قصه پردازست عمر ما و تو قصه ای تلخست
تلخ انجام و تلخ آغازست قصه یی ناشنیدنش خوشتر

بسته شد دفتر حیات پدر دیگر این داستان بسر آمد
قصه ما بسر رسید و کنون –نوبت قصه ی پسر آمد
قصه ی عمر تو بسر نرسد...

arsham00
ارسال پاسخ

بسیار زیبا

آرمان
ارسال پاسخ

خدایش بیامرزد

Ssahar
ارسال پاسخ