متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - zhilaje

  • جنسیت : زن
  • سن : 31
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : هیکل ورزشی
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : آبی
  • رنگ مو : قهوه ای روشن
  • تیپ لباس : دیگر
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : تنها
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي كمدي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : طلاق گرفته
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم ریاضی
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : پاره وقت
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : فراری
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : مهربون
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

17 ماه پيش

عاشـــــــــــق شدن چیز ســـــــــاده ایست .…
آنقــــــــــدر که همه ی انسانهــــــــــا تـــــــــوان تجربه کردن آن را دارنــــــــــد !
مهم عاشــــــــق ماندن است ؛
بی انتــــــــــها بی زوال تا ابــــــد ؛ بی منـــــت …؟

+5

17 ماه پيش

دکتر: بعضی وقتا احساس افسردگی می کنم. این حس منو می ترسونه.
قاضی: نمی تونی با دارو کنترلش کنی؟
دکتر: ترجیح میدم بدون دارو این کارو بکنم.
قاضی: پس توام به دارو اعتقاد نداری دکتر!
دکتر: مگه تو به عدالت اعتقاد داری؟!

17 ماه پيش

masih11 :
آغاز ابرها
در ساعت یک است به وقت نجف
کمی پس از دو
باران گرفت در کنار بقیع
درست ساعت سه طوفان شد
در کربلا
حالا به ساعت من
فقط کمی به لحظه موعود مانده است. علیرضا قزوه

زیبابود5+++

17 ماه پيش

یاد من باشد فردا دم صبح ،
به نسیم از سر صدق سلامی بدهم

و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش نگردد فردا ...
زندگی شیرین است ، زندگی باید کرد

گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم شاید
به سلامت ز سفر برگردد

بذر امید بکارم در دل ،
لحظه را در یابم ...

من به بازار محبت بروم فردا صبح
مهربانی خودم، عرضه کنم ...
یک بغل عشق از آنجا بخرم ...

17 ماه پيش

آغاز ابرها
در ساعت یک است به وقت نجف
کمی پس از دو
باران گرفت در کنار بقیع
درست ساعت سه طوفان شد
در کربلا
حالا به ساعت من
فقط کمی به لحظه موعود مانده است. علیرضا قزوه