متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - zenith1990

کشف انسان دشوار است و از همه دشوار تر، کشف خویشتن!
634
  • جنسیت : مرد
  • سن : 28
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : تفریحی میکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : میخواهم
  • وضعیت سواد : کارشناسی ارشد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : تدریس خصوصی
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : پاره وقت
  • دین : سایر ادیان
  • مذهب : دیگر
  • دید سیاسی : چپ و اصلاح طلب
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : فیزیک.فلسفه.فیلم و سفر
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : آرسنال
  • خواننده مورد علاقه : john lenon
  • فیلم مورد علاقه : Inception
  • بازیگر مورد علاقه : Dep
  • کتاب مورد علاقه : کوری(ژوزه ساراماگو)
  • حالت من : خونسرد
  • فریاد من : کشف انسان دشوار است و از همه دشوار تر، کشف خویشتن!
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : اردیبهشت
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 109013_headm7756phgz1dz4t7uq7ao1mfsqc9o9oqmm.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

3 هفته پيش

کدام دست آنچنان دوست خواهد بود که خنجر را نه تا دسته بلکه تا دست در قلب فروبنشاند.
هوشنگ گلشیری


7 هفته پيش

همه‌ی عمر به دنبال کسی می‌گشتم
که به لبخندی، نگاهی
دل دیوانه‌ی ما رام کند
روح سرگشته‌ام آرام کند
افسوس...
به صحرای نمک در پی دریا گشتم
***
من در این دایره‌ی بسته
چو پرگار به خود می‌چرخم
من به دنبال چه کس می‌گردم
اندر این دایره جز من کس نیست
و به جز یک خط بیهوده و تکرار
مرا در پس نیست...

در سایه خار
فرامرز الداغی

4 ماه پيش

شاید امشب را در کنار فرزندت
به ستاره چینی بگذرانی و حتی به یاد نیاوری
ستاره ای که باهم در دل آسمان کاشتیم
و برایش اسم انتخاب کردیم.
تا حاصل عشقمان را هرشب،
با چشمکی جشن بگیریم.

شاید امشب آن ستاره همانی باشد
که تو از میان لالایی ها
برای دخترت از آسمان میچینی
و در موهایش میگذاری..
و من چه سرد بیهوده میشوم در شب های جوانیم..
و تو نمیدانی سالها بعد در پیری انتظار
با آلزایمری که بعد از یک، سه را می شمارد
بی حساب و کتاب، در پی چشمکی
هنوز هم جشن میگیرم
عشق ستاره ای که
دیگر حتی اسمش یادم نیست....!

4 ماه پيش

در آن زمان که به شدت
احساس تنهایی می کنی،
مطمئن باش که یکی
برای دیدنت لحظه شماری می کند.

# ویلیام شکسپیر

+5


4 ماه پيش

+5

ممنون

کاش فایده ای هم داشت