متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - zamzam

هیس! دخترها فریاد نمی زنند!
1489
  • جنسیت : زن
  • سن : 28
  • کشور : ایران
  • استان : اصفهان
  • شهر : اردکان
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : 1.60
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : خوشتیپ / مد روز
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با زن و بچه
  • اجتماع : خیلی خوش بین
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي كمدي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : دیپلم
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : -
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : کربلا
  • ماشین من : GOL
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : ماکارونی
  • ورزش مورد علاقه : بدمینتون - شنا -
  • تیم مورد علاقه : اس
  • خواننده مورد علاقه : شما
  • فیلم مورد علاقه : کلاه قرمزی
  • بازیگر مورد علاقه : مریلا زارعی
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : خونسرد
  • فریاد من : هیس! دخترها فریاد نمی زنند!
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : خرداد
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

5 ماه پيش

چگونه می توانید جاذبه ایجاد کنید؟

بیشتر در پی آن باشید که افراد نسبت به خود احساس خوبی پیدا کنند تا نسبت به شما.

5 ماه پيش

"تو"
کلمه ی عجیبی ست
پدرم می گفت
بگو "شما"
قشنگتر است
ولی از "تو" زیباتر
مگر می شود ...!

7 ماه پيش

چـــــوپـــان دروغگــو

از نــــام ننگــــــت

سرافکــــــــنده نــــباش!!!
اين روز ها
خيلی از ما
با ديدن آدم ها فــــرياد می زنيم

گـــــــــــــــرگ
گـــــــــــــرگ
گــــــــــرگ

7 ماه پيش

در برخورد با دیگران

ساده نباش!!

زیرا سادگی ات را

نشانه میگیرند!

برای درهم شکستن

غرورت

9 ماه پيش

چه سخت است وصف کسی که معناگر عشق است! مصداق آدمیت!



همان کسی که می شنود حرفایی که قلبش را می سوزاند و می بیند دردهایی که امانش را می برد.



ولی خود را به نشنیدن میزند، به ندیدن تا پنهان کند زخمهایی را که به خاطر مهربانیش بر جای مانده



و پنهان کند، دردهایی را که به خاطر شاد کردن دلی، در سینه اش پنهان مانده!



آری! چه سخت است و چه ماجرای عجیبی دارد، این عشق....








9 ماه پيش

♥️فــازسـنـــــگـیـــن♥️
چرا مشکی پوشیدی؟
دیگه لباسی نداشتم...
چرا صدات گرفته؟
سرما خوردم
دستت چی شده؟
خوردم زمین
چرا نوشته هات همه دپن
خو سبکشه همین طوری:
داشتی گریه میکردی؟
داشتم پیاز خورد میکردم
چرا ناراحتی؟
فقط یه کوچولو خستم
چرا همش به یه نقطه خیره میشی؟
آخه خوابم میاد
چرا واسه همه چی یه دلیل الکی میاری؟
آخه کسی نمیفهمه :
﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍﹍