متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - zahra114

چادری ها زهرایی نیستند!... اگر پهلویشان درد دین نداشته باشد....(باآقایون چت نمیکنم)
7088
  • جنسیت : زن
  • سن : 27
  • کشور : ایران
  • استان : قزوین
  • شهر : قزوین
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با زن و بچه
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • برنامه مورد علاقه : اصلآ تلوزيون نگاه نميكنم
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : متاهل
  • وضعیت بچه : دارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم انسانی
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : خانه دار
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : راست و اصول گرا
  • خدمت : نرفتم
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : خوش خنده_بانشاط وسرزنده_
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : ندارم
  • آدرس وبلاگ : ندارم
  • غذای مورد علاقه : خورشت قیمه
  • ورزش مورد علاقه : والیبال شنا ایروبیک
  • تیم مورد علاقه : پرسپولیس
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : خداحافظ رفیق و طلاومس
  • بازیگر مورد علاقه : هیچ کدوم
  • کتاب مورد علاقه : قرآن(کاملترین کتاب)
  • حالت من : عاشق
  • فریاد من : چادری ها زهرایی نیستند!... اگر پهلویشان درد دین نداشته باشد....(باآقایون چت نمیکنم)
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : آبان
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 14547_headyfumz84ggc292g93rb74tyj28pv5rg9eot.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

8 ماه پيش

یادت باشددلت که شکست,سرت را بگیری بالا

تلافی نکن,فریاد نزن,شرمگین نباش

دل شکسته گوشه هایش تیز است

مبادا دل و دست آدمی که روزی

دلدارت بود زخمی کنی به کین

مبادا که فراموش کنی روزی شادیش آرزویت بود

صبـــــــــور بــــــاش و ســـــــاکــــــت...

8 ماه پيش

دور نیستم؛

همین حوالی جالیز.

نزدیکم به کارها و کسانی که

دایم با من چون و چرا دارند.

میخواهم آتشی روشن کنم؛

سردم است؛

دلم چای زنجبیلی میخواهد

و کمی دارچین ...
معرکه است، نه؟!

8 ماه پيش

گفتن :

عشقت داره بهت خیانت می کنه !

گفتم : می دونم !

گفتن : این یعنی دوستت ندارها

گفتم : می دونم !

گفتن : احمق یه روز میذاره میره تنها میشی !

گفتم : می دونم !

گفتند : پس چرا ولش نمی کنی . . . ؟!

گفتم : این تنها چیزیه که نمی دونم . . .

10 ماه پيش

نباید شیشه را با سنـــــــــگ بازی داد !
نباید مست را در حال ِ مستــــــی . . .
دست ِ قاضـــــــــی داد !
نباید بی تفاوت !
چتر ماتـــــــــــــــــم را . . .
به دست ِ خیــــــــــــــــس باران داد !
کبوترها که جز پرواز ، آزادی نمی خواهند !
نباید در حصار میـــــــــــــله ها
با دانه ی گنــــــدم . . . به او تعلیم مانـــــــــــدن داد
......

10 ماه پيش

یادمان باشد اگر قاطرمان تنها شد....طلب عشق ز هر کره الاغی نکنیم......

+5