متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - yahda

  • جنسیت : زن
  • سن : 21
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : مشهد
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : صاحب نظر
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي اجتماعی
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : دیپلم
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : بیکار
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : ahle dosti birune net nistam so plz dont esrar
  • علایق من : hame chi
  • ماشین من : :Dgallardo
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

تو مپنــــدار که مهـــر توام از دل برود
یا خیــــال رخ ماهــــت ز مقــــــابل برود

گفت پابست غمت ترک سر از روز نخست
کین نه بحریست کزان غرقه به ساحل برود

در فـــراق رخ دلـــدار دمی اشـــک مبــار
اینقـــدر صبر کن ای دیده که محمــل برود

چـــه زنی تیغ ستم بازوی خود ریحه مدار
اجل آید به ســـر آن لحظـــه که قاتل برود

شســـتم از لوح دلـــم نقش دو عالـــم لیکن
نقش رخســـار تو نقشیست که مشکل برود

میـــرود از بر و هر دم به قفــا مینــگرد
ســر و نشنیـــــده کسی کو متمـــایل برود...

نیســـت با نور رخـش بزم مرا حاجت شمع
مگــــر آن لحظــه که آن ماه ز محفل برود

هـــرکه در سلســـلۀ زلف تو پابســـت آمد
تو مپنـــــدار که دیگر به سلاســــل برود

نرگــس مست تو عقل از سر هشیاران برد
کس ندیـــدم که ترا بینــــد و غافــل برود

بیدل این سیل که از دیدۀ گریان ریزی
ناقه مشکل که از این ورطه به منزل بربود...

+5

2 سال پيش

کاش تار بودم تا آهنگ دوست داشتن رابرایت بنوازم !
کاش خاربودم تاچشم دشمنانت راکور کنم . . .
افسوس ک نه تارم نه خار

2 سال پيش

کاش تار بودم تا آهنگ دوست داشتن رابرایت بنوازم !
کاش خاربودم تاچشم دشمنانت راکور کنم . . .
افسوس ک نه تارم نه خار

2 سال پيش

گفتی پدر این سرزمین ، دور باد از شر و دروغ

وقتی نبیند این دیار ، دشمن بماند بی فروغ

گفتی چنان ارزنده است ، این خاک زرین کهن

خاکی که جسمت بعد مرگ ، یک ذره از ایران بود

شرم بر ما ای پدر ، ما خود شدیم دشمن او

مهر وطن قحطی شده ، رایج شده کذب و دروغ

شرم بر ما ای پدر ، دادیم به باد آداب خویش

بیگانه شد سرمشق ما ، از یاد بردیم رسم خویش

به جای شمس و مثنوی ، سر داده ایم حزن و فغان

شیون شده عادت ما ، ما وارثان مهرگان

شرم بر ما ای پدر ، ماکه ز خود بی خبریم

دزدیده شد گنج وطن ، در خواب خوش غوطه وریم

بردند ربودند خاکمان ، به گل نشست دریایمان

گل ها همه پژمرده اند ، رنگ رفته از فرهنگمان

تقصیر ندارد روزگار ، ظالم نخوانید این جهان

بر این دیار با شکوه ، ما خود نبودیم پاسبان

بر این دیار با شکوه ، ما خود نبودیم پاسبان

تقصیر ندارد روزگاه ، ظالم نخوانید این جهان

بر این دیار با شکوه ، ما خود نبودیم پاسبان

بر این دیار با شکوه ، ما خود نبودیم پاسبان