متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - vahid604604

190
  • جنسیت : مرد
  • سن : 21
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : مشهد
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : رسمی
  • سيگار : تفریحی میکشم
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : خيلي اجتماعي
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي كمدي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : میخواهم
  • وضعیت سواد : کاردانی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : آزاد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : تنهای تنها
  • علایق من : گردش بادوستان
  • ماشین من : 206
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : قرمه سبزی
  • ورزش مورد علاقه : فوتبال
  • تیم مورد علاقه : استقلال
  • خواننده مورد علاقه : فریدون
  • فیلم مورد علاقه : اخراجیها
  • بازیگر مورد علاقه : اکبرعبدی
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : سرخوش
  • فریاد من : تنهای تنها دردنیا
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : دی
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

گاهی آنقد دلم از دنیا سیر میشود که میخواهم.. تا سقف آسمان پرواز کنم و رویش دراز بکشم.. آرام و آسوده… مثل ماهی حوضمان که چند روز است روی آب دراز کشیده

2 سال پيش

حال و احوال اين روزهايم

قاصدکي را مـي ماند

که دلش حتـا

نه به باد

و نه حتـا به نسيم

که به يک فوت خوش است...

2 سال پيش

حال و احوال اين روزهايم

قاصدکي را مـي ماند

که دلش حتـا

نه به باد

و نه حتـا به نسيم

که به يک فوت خوش است...

2 سال پيش

تعطیل است مثل جمعه ها ، تمام حوصله ی من !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

http://www.hamkhone.ir/member/21345/blog/view/105598/

همه بلاگام یه طرف اینم یه طرف...مدیونی نظر نزاری

2 سال پيش

به بابام گفتم سوئیچ ماشینو بده …… گفت : می خوای جایی بری ؟ … گفتم : بله پدر عزیزم (ستاد مبارزه با فتنه ی پَ نَ پَ – واحد فرزند صالح)

2 سال پيش

تو کارتونای بچگی ما ... تارزان که همیشه لخت بود سیندرلا نصفه شب برمی گشت خونه پینوکیو همیشه دروغ می گفت بت من با 200 تا رانندگی می کرد علاالدین که دزد بود سفیدبرفی هم که با 7 تا مرد کوتوله می خوابید خداوکیلی معجزه بود که ما سر سفره ننه بابامون بزرگ شدیم! وای به حال الانیااااا