متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - torobche

  • جنسیت : زن
  • سن : 28
  • کشور : ایران
  • استان : البرز
  • شهر : کرج
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای روشن
  • تیپ لباس : خوشتیپ / مد روز
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي كمدي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : عالی
  • وضعیت کار : پاره وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : انتخاب كنيد
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : دی
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

وقتی به یکی زیادی تو زندگیت اهمیت بدی

اهمیتتو تو زندگیش از دست میدی

به همین راحتی …

2 سال پيش

hadel :
ترپچههههههههههههههههههههه

بهههههههههههههههههله؟

2 سال پيش

من قدرت خواستم و خداوند مشکلات را برسر راهم قرار داد.

من دانایی خواستم و خدا به من مسایلی داد تا حل کنم.

من سعادت و ترقی خواستم و خداوند به من تفکر و توان جسمی داد تا کار کنم.

من جرات خواستم و خداوند موانعی برایم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.

من عشق خواستم و خداوند افرادی را به من نشان داد که نیازمند کمک بودند.

من به هر چه خواستم نرسیدم اما به هر آنچه نیاز داشتم دست یافتم .

پس بدون ترس زندگی کن.
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،مهربون باش،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،

2 سال پيش

قشنگه حتما این متنو بخون................یاعلی...
............................................................................
دختر :هه هه هه

پسر:چرامیخندی

دختر:به تومیخندم

پسر:یادته اون روزتوخونمون افتاده بودی به پام

التماس میکردی تا کاریت نکنم و به هیشکی نگم کاراتو؟بعد الان به من میخندی؟

دختر:هه هه هه من با حرفام خرت کردم،

پسر:من خام حرفات نشدم وقتی میتونستم آبروتوببرم

یاد ناموسم افتادم فکرکردم اگه یه روزی ناموسم تو این موقعیت گیرکنه چی میشه،

دلم سوخت باهات کاری نکردم

دختر:خفه شو اسکول،همش ادعایی،

مال این صحبتا نیستی،توبی عرضه ای

پسر:آره توراست میگی من بی عرضه ام،خدافظ

1سال بعد

دختربابغض؛سلام عزیزم

پسر:سلام گلم خوبی خوشحالم کردی بعد 1سال یادی ازما کردی

دختر:عزیزم خواهش میکنم منو ببخش من درحق تو خیلی بدی کردم

پسر:توکه کاری نکردی عزیزم چی شده؟

دختر:چندروز پیش گول حرفای یه پسرو خوردم رفتم خونشون و...بعدش عکس و...منو پخش کردن همه جا

پسر:جدی میگی؟

دختر:آره،الان تومحل همه مهر **همخونه** روم گذاشتن

پسر:عزیزم توباید منو ببخشی

دختر:چرامگه چیکارکردی؟

پسر:وقتی پارسال بدون دلیل ازمن جداشدی وبه من گفتی بی عرضه،

من همون لحظه ازخدا خواستم یه با عرضه نصیبت کنه....

دختراااااا به اینجورپسرا که نمیخوان با ابروتون بازی کنن نگید بی عرضه

بگید مرررررررررررد