متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - soso2000

من می توانم...چون خدا رو دارم...
1041
  • جنسیت : مرد
  • سن : 28
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : خيلي اجتماعي
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي اجتماعی
  • زبان : English
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : دکتری
  • نوع رشته : علوم انسانی
  • شغل : پژوهشگر
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : پاره وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : یه آدم مذهبی، منطقی، قائل به صحبت حتی با دیدگاه های مخالف و علاقمند به چالش های زندگی...هر روز برای من بهترین روز زندگیمه...هیچ وقت از مشکلات نمیترسم..همیشه سعی میکنم چالش های زندگی رو به مبارزه بطلبم...خب ورزشکار هم هستم و ورزش رزمی میکنم....
  • علایق من : مسائل اجتماعی/ مسائل مذهبی/ فلسفه
  • ماشین من : ندارم
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : کاراته
  • تیم مورد علاقه : ندارم
  • خواننده مورد علاقه : ندارم
  • فیلم مورد علاقه : ندارم
  • بازیگر مورد علاقه : ندارم
  • کتاب مورد علاقه : اجتماعی/ مذهبی/ خاطرات شهدا/ فلسفه
  • حالت من : کنجکاو
  • فریاد من : من می توانم...چون خدا رو دارم...
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : خرداد
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

5 هفته پيش

⭕️ سلف سرویس !!

"امت فاکس" نویسنده و فیلسوف معاصر ایرلندی
در اولین سفر خود به آمریکا برای صرف غذا به رستورانی رفت.
او در گوشه ای به انتظار پیش خدمت نشست
اما کسی به او توجه نمیکرد.
از همه بدتر افرادی که بعد از او وارد شده بودند همگی مشغول خوردن بودند.
پس از چند دقیقه با ناراحتی از مردی که برسرمیز مجاور نشسته بود پرسید:
من ۲۰ دقیقه است که اینجا نشسته ام؛
چرا پیشخدمت به من توجه نمیکند،
درحالی که همه مشغول خوردن هستند
و من درانتظار نشسته ام؟
مرد پاسخ داد:
اینجا "سلف سرویس"است؛
به انتهای رستوران بروید هرچه میخواهید درسینی بگذارید پول آن را بپردازید و غذایتان رامیل کنید.
"امت فاکس" بعدها دراین خصوص نوشت:
"احساس حماقت میکردم؛
وقتی غذا را روی میزگذاشتم ناگهان به ذهنم رسید
که زندگی هم در حکم سلف سرویس است.
همه نوع رخداد ،فرصت،موقعیت،شادی و غم
در برابر ما قرار دارد.
درحالی که اغلب ما بی حرکت روی صندلی خود چسبیده ایم و آنچنان محو این هستیم که دیگران در بشقاب خود چه دارند و دچار شگفتی شده ایم که او چراسهم بیشتری دارد!
ولی به ذهنمان نمی رسد از جای خود برخیزیم و ببینیم چه چیزهایی فراهم است وبرداریم!!

5 هفته پيش

دوستی میوه ی درختانی است که در روح غنی عشق کاشته میشود

و با مراقبت محبت آمیز و درک متقابل پرورش می بایند

2 ماه پيش

چاره عشق سکوت است که بلوا نشود

مشت عاشق ابدا پیش کسی وا نشود



درسکوت است که پروانه بماند باشمع

گرچه سوزد دهنش باز به شکوا نشود



من دلم آتش و لب را زده ام مهر سکوت

پر گشودم که پرم سوزد و پروا نشود



دیشبم گفت خرد فکر دگر شیرین کن

گفتمش مزه هر شهد که حلوا نشود



زدل و جان زده ام حرف وفا پس دیگر

سخن آنگونه به غیرش به لب آوا نشود



برو ای عقل بنه کار دل ما به خودش

تو چه کارت بشود یا که نه رسوا نشود



درک دل برتو میسر نبود عقل بهوش

پیش گل بین دل و فکر تو دعوا نشود



عاشقی کار دل و بار جنون است نه تو

مصرع از عشق مگو قافیه شیوا نشود

3 ماه پيش

نذر کرده ام
یک روزی که خوشحال تر بودم
بیایم و بنویسم که
زندگی را باید با لذت خورد
که ضربه های روی سر را باید آرام بوسید
و بعد لبخند زد و دوباره با شوق راه افتاد .
یک روزی که خوشحال تر بودم
می آیم و می نویسم که
" این نیز بگذرد "
مثل همیشه که همه چیز گذشته است و
آب از آسیاب و طبل طوفان از نوا افتاده است.
یک روزی که خوشحال تر بودم
یک نقاشی از پاییز میگذارم ،
که یادم بیاید زمستان تنها فصل زندگی نیست
زندگی پاییز هم می شود ،
رنگارنگ ، از همه رنگ ، بخر و ببر!
یک روزی که خوشحال تر بودم
نذرم را ادا می کنم
تا روزهایی مثل حالا
که خستگی و ناتوانی
لای دست و پایم پیچیده است
بخوانمشان و یادم بیاید که
هیچ بهار و پاییزی بی زمستان مزه نمی دهد
و هیچ آسیاب آرامی بی طوفان!

مهدی اخوان ثالث

3 ماه پيش

وقتی از ته دل بخندی . . .
وقتی هر چیزی را به خودت نگیری
وقتی سپاسگزار آنچه که هست باشی
وقتی برای شاد بودن نیاز به بهانه نداشته باشی
آن زمان است که واقعا زندگی میکنی . . . !

بازی زندگی ، بازی بومرنگ‌هاست
اندیشه‌ها
کردارها
و سخنان ما دیر یا زود
با دقت شگفت‌آوری به سوی ما بازمی‌گردند .

زمانی که آدمی بتواند بی‌هیچ دلهره‌ای آرزو کند
هر آرزویی بی‌درنگ برآورده خواهد شد

8 ماه پيش

تنهایی که طولانی میشه معیار دوست داشتن آدمها هم عوض میشه ؛ یهو میبینی اون آدم ، گلدون شمعدونی گوشه اتاقشو با کل دنیا هم عوض نمی کنه