متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - sima2013

  • جنسیت : زن
  • سن : 27
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ "تبلورت" مهمه!
اهل کجا بودنت مهم نیست،
"اهل و بجا" بودنت مهمه!
منطقه زندگیت مهم نیست،
"منطق زدگیت" مهمه!
گذشته ی زندگیت مهم نیست،
امروزت مهمه که چه گذشته ای واسه فردات میسازی!!!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پیشاپیش عیدتون مبارک

2 سال پيش

نابخشوده ای جدیدی متولد میشود . هنوز هم دنیا همان دنیای قبل است. زشت و پلید (در نابخشوده ی 1) . و همان اتفاقات قبل را برای پسر جوان رقم میزند. ولی این دفعه با یک تفاوت . اون پسر یک نابخشوده ی جدیدی را پیدا می کند و عاشقش میشود . او را مثل خود میبیند و دوست دارد حرف های دلشان را با هم بزنند[Lay beside me, tell me what they've done Speak the words I wanna hear, to make my demons run] تا این کار آن ها را آرام کند. آن ها درست مثل هم هستند و دنیا بلا های زیادی را سر آن ها اورده راهی که به آزادی میرفت تا کنون بسته بوده ولی حالا با وجود یک نابخشوده ی دیگر به نظر می آید که باز است[The door is locked now, but it's opened if you're true].

پیش خود فکر میکنند که دیگر همه چیز درست میشود و دیگر تنها نیستند و میتوانند با هم از پس سختی ها برایند. آن دو میتوانند با هم از این بلا ها رها شوند. ولی میبینند که با وجود اینکه باهم هستند هم هنوز خورشید نمیتابد و آزادی محقق نشده است و اندک امیدشان هم از بین میرود.[Through black of day, dark of night, we share this pair of lives, The door cracks open, but there's no sun shining through ,Black heart scarring darker still, but there's no sun shining through]

پس میفهمند که هرگز در این دنیای خبیث آزادی ان ها محقق نمیشود . و آزادی آن ها یک رویا بیشتر نبوده چرا که سرنوشت آن ها نابخشوده بودن است و تغییری نخواهد کرد!
پسر جوان آن دختر را میکشد و کلید عشق اش را در او دفن میکند(تا سرنوشت شوم اش را ادامه دهد) و سپس خود را نیز میکشد و پس از مرگ آنها بالاخره خورشید میتابد . بلاخره میتوانند نور خورشید را ببینند و آزادی را حس کنند چون که مرده اند و از این سرنوشت رها شده اند! [این قسمت از کلیپ این آهنگ دریافت میشود و همچنین I take this key ,And I bury it in you, Because you're unforgiven too]
edit by parham_metalhead

2 سال پيش

وقتی باختم، “مسیر” را یافتم؛

در بزرگراه زندگی همواره راهت، “راحت” نخواهد بود.

هر چاله ای، “چاره ای” به تو می آموزد.

دوباره فکر کن، فرصت ها “دو بار” تکرار نمی شوند.

پس به خاطر داشته باش برای جلوگیری از پس رفت،“باید رفت”!!

2 سال پيش

تـمام غصه ها از همان جایی آغاز می شوند که،

ترازو بر می داری می افتی به جان دوست داشتنت ...!

انـدازه مـی گـیـری !

حسـاب و کـتـاب مـی کـنـی !

مقـایـسـه مـی کـنـی !

و خدا نـکـنـد حسـاب و کـتـابـت بـرسـد

بـه آنـجـا کـه زیـادتر دوستش داشته ای ،

کـه زیـادتـر گذشـتـه ای ،

که زیـادتـر بـخـشـیـده ای ،

به قـدر یـک ذره ،

یک ثانیه حتی !

درست از همانجاست که توقع آغاز می شود

و توقع آغاز همه ی رنج هایی است که به نام عشق می بریم...!