متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - sim

  • جنسیت : زن
  • سن : 30
  • کشور : ایران
  • استان : فارس
  • شهر : شیراز
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.60
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم ریاضی
  • شغل : ندارم
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : بیکار
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : خجالتی
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : دی
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

11 ماه پيش

‌برداشت نادان از چیزی

که دانا می‌گوید هيچوقت

نمـی‌توانـد درسـت باشـد !

چرا که نادان هر چیزی را که

می‌شنود ، به چیزی کـه بتواند

بفهمد ، تفسیر و ترجمه می‌کند !

11 ماه پيش

۱- با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن.
حرمتها شکسته میشود

۲- به کسی بیشتر از جنبه اش خوبی نکن.
تبدیل به وظیفه میشود

۳ - به کسی بیشتر از جنبه اش عشق نورز.
بی ارزش میشوی

11 ماه پيش

تمام محبت خود را
به یکباره
برای دوستت ظاهر مکن!

زیرا.....
هر وقت اندک تغییری
مشاهده کرد؛
تورا دشمن می پندارد....

((سقراط))

11 ماه پيش

وقتی به تو خیانت می کنند
انگار بازوهایت را قطع کرده اند
می توانـــے
آنها را ببخشی
اما نمی توانی در آغوششان بگیری...

لئو تولستوی

11 ماه پيش

مودب باش وقتی
قدرتمندی
صادق باش وقتی
که فقيری
ساده باش وقتی
ثروتمندی
سکوت کن وقتی که
خشمگینی
و بدان الماس از تراش
و انسان از
تلاش می‌درخشد !!

14 ماه پيش

بابا داشت روزنامه میخوند
بچه گفت: بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت
ی تیکه از روزنامه رو ک نقشه دنیا بود
رو تیکه تیکه کرد و گفت :
فرض کن این پازله…! درستش کن!
چند دقیقه بعد بچه درستش کرد
بابا، باتعجب پرسید:
توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟!
بچه گفت: ادمای پشت روزنامه رو درست کردم …
دنیا خودش درست شد
آدمای دنیا که درست بشن…
دنیا هم درست میشه …