متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - sim

کسی نیست حرف بزنیم ؟
387
  • جنسیت : زن
  • سن : 29
  • کشور : ایران
  • استان : فارس
  • شهر : شیراز
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.60
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم ریاضی
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : خجالتی
  • فریاد من : کسی نیست حرف بزنیم ؟
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

3 هفته پيش

‌برداشت نادان از چیزی

که دانا می‌گوید هيچوقت

نمـی‌توانـد درسـت باشـد !

چرا که نادان هر چیزی را که

می‌شنود ، به چیزی کـه بتواند

بفهمد ، تفسیر و ترجمه می‌کند !

3 هفته پيش

۱- با کسی بیشتر از جنبه اش شوخی نکن.
حرمتها شکسته میشود

۲- به کسی بیشتر از جنبه اش خوبی نکن.
تبدیل به وظیفه میشود

۳ - به کسی بیشتر از جنبه اش عشق نورز.
بی ارزش میشوی

3 هفته پيش

تمام محبت خود را
به یکباره
برای دوستت ظاهر مکن!

زیرا.....
هر وقت اندک تغییری
مشاهده کرد؛
تورا دشمن می پندارد....

((سقراط))

3 هفته پيش

وقتی به تو خیانت می کنند
انگار بازوهایت را قطع کرده اند
می توانـــے
آنها را ببخشی
اما نمی توانی در آغوششان بگیری...

لئو تولستوی

3 هفته پيش

مودب باش وقتی
قدرتمندی
صادق باش وقتی
که فقيری
ساده باش وقتی
ثروتمندی
سکوت کن وقتی که
خشمگینی
و بدان الماس از تراش
و انسان از
تلاش می‌درخشد !!

4 ماه پيش

بابا داشت روزنامه میخوند
بچه گفت: بابا بیا بازی!
بابا که حوصله بازی نداشت
ی تیکه از روزنامه رو ک نقشه دنیا بود
رو تیکه تیکه کرد و گفت :
فرض کن این پازله…! درستش کن!
چند دقیقه بعد بچه درستش کرد
بابا، باتعجب پرسید:
توکه نقشه دنیا رو بلد نیستی چطور درستش کردی؟!
بچه گفت: ادمای پشت روزنامه رو درست کردم …
دنیا خودش درست شد
آدمای دنیا که درست بشن…
دنیا هم درست میشه …