متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - sharareh72

  • جنسیت : زن
  • سن : 26
  • کشور : ایران
  • استان : مرکزی
  • شهر : اراک
  • فرم بدن : لاغر
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : رسمی
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي كمدي
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم تجربی
  • شغل : ؟
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : دانشجو
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : فراری
  • شوخ طبعی : بی احساس
  • درباره من : كاش ميشد كه دراين قرن عجيب،همه بودند به خوشبويي سيب
    سيب يعني كه تو زيبا هستي،تو رباينده دلها هستي
    سيب يعني اثربوسه ناز،روي لبهاي تركدار نياز
    سيب يك واژه تو خالي نيست،پرعطر است گل قالي نيست...
  • علایق من : وقت گذروندن بادوستام وخوندن كتاب ،گوش کردن موسیقی،طبیعت، رنگها، تائتر،تدریس، وکالت،آدم ای باحال وصادق و مهربون و بامنطق،مودب
    از هر کسی خوشم نمیاد
    مغرورم،ولی این غرور با اون غروری که تو فکر میکنی فرق داره.
  • ماشین من : الاغ مش حسن^_^
  • آدرس وبلاگ : ندارم
  • غذای مورد علاقه : خورشت قیمه،کباب کوبیده،سالاد ماکارونی
  • ورزش مورد علاقه : پینگ پنگ،هندبال،فوتبال
  • تیم مورد علاقه : بارسا،پرسپولیس
  • خواننده مورد علاقه : هرکس خوب بخونه :)
  • فیلم مورد علاقه : آتش بس و فیلم های کمدی
  • بازیگر مورد علاقه : محمدرضا گلزار،حامد بهداد
  • کتاب مورد علاقه : حقوق جزا :D
  • حالت من : مهربون
  • فریاد من : به زیبایی سکوت...
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : دی
  • تعداد اخطار : انتخاب كنيد
  • دلیل اخطار : انتخاب كنيد
  • هدر پروفایل : 41392_headqmmzap8h6ta8kc6sncnfk6vrtndtr2h7cv.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

13 روز پيش

یه بار دمه خونه دوست دخترم بهش گفتم عاشقتم
شده از روی جسد اون داداش گولاختم رد بشم رد میشمو میگیرمت عشقم
یه دفعه داداشش ایفونو برداشت گفت وجود داری وایسا تا بیام پایین
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
یه لگد زدم به دوست دخترم فرار کردم

سلاملکم

تو نمیخوای از دوستات ی زن واسه من بگیری از مجردی دربیام؟

14 روز پيش

۞•۩▓۩▬►♥•۩▓۩▬►♥•۩▓۩▬►♥*•۩▓۩▬►♥•۩▓۩▬►♥*•۩▓
ای دختر و خواهرت ولایت
آیینة مادر ولایت
بر ارض و سما ملیکه در قم
آرام در امام هفتم
معصومه به کینه و به عصمت
افتاده به خاک پات عفّت
در کوی تو زنده، جان مرده
برخاک تو عرش سجده برده
گفتند و شنیده‌اند ز آغاز
کز قدم به جنان دری شود باز
حاجت نبود مرا بر آن در
قم باشدم از بهشت بهتر
قم قبلة خازن بهشت است
اینجا سخن از بهشت، زشت است
قم شهر مقدّس قیام است
قم خانة یازده امام است
قم شهر مدینه تو بتولش
صحنین تو مسجد الرسولش
قم تربت پاک پیکر توست
اینجا حرم مطهّر توست
گر فاطمه دفن شد شبانه
نبود ز حریم او نشانه
کی گفته نهان ز ماست آن قبر
من یافته‌ام کجاست آن قبر
آن قبر که در مدینه شد گم
پیدا شده در مدینة قم
مریم به برت اگر نشنید
این منظره را مسیح بیند
سازد به سلام سرو و قد خم
اوّل به تو بعد از آن به مریم
روزی که به قم قدم نهادی
قم را شرف مدینه دادی
آن روز قرار از ملک رفت
ذکر صلوات بر فلک رفت
تابید چو موکبت ز صحرا
شهر از تو شنید بوی زهراd
در خاک رهت ز عجز و ناله
می‌ریخت سرشک همچو لاله
با گریة شوق و شاخة گل
برد اند به ناقه‌ات توسّل
دل بود که بود محفل تو
غم گشت به دور محمل تو
آن پیر که سیّد زمان بود
رویش همه را چراغ جان بود
گردید به گرد کاروانت
شد، پای برهنه ساربانت
بردند ترا به گریه هودج
تا خانة موسی ابن خزرج
از شوق تو ای بتول دوّم
قم داد ندا به مردم قم
کای مردم قم به پای خیزید
از هر در و بام گل بریزید
آذین به بهشت قم ببندید
ناموس خدا مرا پسندید
قم شام نبود تا که در آن
دشنام دهد کسی به میهمان
قم شام نبود تا که از سنگ
گردد رخ میهمان ز خون رنگ
قم کوفه نبود تا که خواهر
بیند سر نی سر برادر
حاشا که قم این جفا پذیرد
مهمان به خرابه‌ جای گیرد
بستند به گرد میهمان صف
قم با صلوات و شام با کف
قم مهمان را عزیز خواند
کی دخت ورا کنیز خواند؟
«میثم» همه عمر آنچه را گفت
در مدح و مصیبت شما گفت
۞•۩▓۩▬►♥•۩▓۩▬►♥•۩▓۩▬►♥*•۩▓۩▬►♥•۩▓۩▬►♥*•۩
https://photokade.com/wp-content/uploads/girls-day-photokade-2.jpg
۞•۩▓۩▬►♥•۩▓۩▬►♥•۩▓۩▬►♥*•۩▓۩▬►♥•۩▓۩▬►♥*•۩▓

سلاملکم

2 هفته پيش

♥╬♥═╬╬╬♥═╬♥╬♥═╬╬♥═╬╬♥═╬♥╬♥═╬♥
وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من

تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من

ناله زیر و زار من زارتر است هر زمان

بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من
♥╬♥═╬╬╬♥═╬♥╬♥═╬╬♥═╬╬♥═╬♥╬♥═╬♥
https://golshakheh.ir/wp-content/uploads/2019/11/382b4ac5af193507ddabcddcd4c73242.jpg
♥╬♥═╬╬╬♥═╬♥╬♥═╬╬♥═╬╬♥═╬♥╬♥═╬♥

سلاملکم

2 هفته پيش

یه شب حدود ساعتای دو و نیم ،سه رو تختم خوابیده بودم و داشتم با بدوس دخترم تلفنی صحبت میکردیم.
همینجور ی که داشتم با صدای خیلی آروم صحبت میکردم بابام دراتاقمو باز کرد.
خلاصه سعی کردم خودمو نبازم،چشمامو بستم و خیلی آروم با همون دستم که توش گوشی بود قطعش کردم و گوشی رو به صورت حرفه ای هل دادم زیر بالشت و به حرف زدنم ادامه دادم
اما این دفعه یه تکه از درسمو که حفظ کرده بودم رو میگفتم که بابام فکر کنه دارم ...تو خواب حرف میزنم.
بابامم بیچاره باورش شد.
اومد بالا سرمو تکونم داد گفت: پسرگلم باباجون پاشو ..منم صدامو خوابالو گرفتم گفتم:بـــ ـ ــله؟
بابامم صورتمو بوس کرد گفت:هیچی قربونت برم.داری خواب میبینی...
همینجوری هم که داشت میرفت بیرون با خودش میگفت:
بسوزه پدر این استادااا..با این سخت گیری هاشون دارن بچه امو دیوونه میکنن!!!!!!!

سلاملکم

3 هفته پيش

بابام اومد توو اتقم گفت:
پسرم تاحالا بهت گفتم چقدر دوستت دارم؟
با تعجب گفتم نه پدرجان الان میخوای بگی؟
گفت حتما نداشتم که تاحالا نگفتم
قهقه زنان از اتاق بیرون رفت


مامان باهاتون منو به فرزندخوندگی قبول میکنن؟
سلاملکم

3 هفته پيش

خدایا روزگار بهتری به ما بده، ما مشتاقیم تا زندگی‌اش کنیم.

روزایی رو برات از خدا میخوام که فقط بخندیو ‌‌شاد باشی در سلامتی کامل ❤