متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - shahrooz

  • جنسیت : مرد
  • سن : 21
  • کشور : ایران
  • استان : همدان
  • شهر : همدان
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

3 سال پيش

پرسید : دوست را چون دوستش داری نیازش داری یا که چون نیازش داری دوستش داری؟؟؟؟
گفتمش : چون دارمش ، بی نیازترینم.

3 سال پيش

با اینکه شبیه خودتان انسانم
اما خودمانیم کمی شیطانم
پیغمبر خنده دارم و می‌خواهم
لبخند به لب‌های شما بنشانم

***
پشت سرشان به پیش‌شان می‌خندم
بر صومعه و کشیش‌شان ‌می‌خندم
زورم که نمی‌رسد به قلدرها من
پس حداقل به ریش‌شان می‌خندم

***
آرام نشسته با ادب می‌خواند
طبق ادبیات عرب می‌خواند
حاجی که قضا شده نماز صبحش
هرروز خدا نماز شب می‌خواند

***
توحید بهانه خدایی تنهاست
این خانه نشانه خدایی تنهاست
یک خانه بدون زن در این دنیا نیست
جز کعبه که خانه خدایی تنهاست

***
نه لکه‌ای بر پیرهنم افتاده
نه نام وطن از دهنم افتاده
وقتی که پلاک را گرفتم دیدم
خون پدرم به گردنم افتاده

***
شیرینی تو از رطبت می‌ریزد
انگار ستاره از شبت ‌می‌ریزد
ماتیک نزن خواهر دینی لطفاً
خون دل مردم از لبت می‌ریزد

***
مداح جوان سینه زنان رفت به شام
همراه صدای کاروان رفت به شام
گفتند که شام از دهن می‌افتد
از روضه کوفه ناگهان رفت به شام

***
آمار تمام روضه‌ها دستش بود
با پای برهنه کفش ما دستش بود
از مجلس روضه دست خالی برگشت
البته دوتا ظرف غذا دستش بود

***
هی قیمت بازار عزا می‌شکند
مداح جدا شیخ جدا می‌شکند
در مجلس روضه کفش ما را بردند
هر کس به طریقی دل ما می‌شکند

***
هرچند که با ژست فرنگی خندید
بر سنت ما به این قشنگی خندید
این بولدزر دهن گشاد عوضی
هر روز به خانه کلنگی خندید