متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - sepide21

sepide21
ابراهیم نیستم اما غرورم را قربانی کسی کردم که ارزش گوسفند هم نداشت
698
  • جنسیت : زن
  • سن : 26
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : هیکل زیبا
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : خوشتیپ / مد روز
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : خیلی مغرور
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : ...
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : پاره وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : ندارم
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : هرچی خوشمزه باشه
  • ورزش مورد علاقه : شنا
  • تیم مورد علاقه : پرسپولیس
  • خواننده مورد علاقه : زیادن
  • فیلم مورد علاقه : زیادن
  • بازیگر مورد علاقه : زیادن
  • کتاب مورد علاقه : رمان و روانشناسی
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : ابراهیم نیستم اما غرورم را قربانی کسی کردم که ارزش گوسفند هم نداشت
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : خرداد
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

آن چیزی که تنگ شده دل است برای تو و جهان است

برای من جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی تا آدم گاهی آنجا جان بدهد

مثلا آغوش تو جان می دهد برای جان دادن …

2 سال پيش

یارم از من بی سببب رنجید و رفت

گریه را دید و برمن خندید و رفت

وقت رفتن دیگر از ماندن نگفت

قصه ناگفته ها را نشنید و رفت

تشنه بودم همچو دشتی پر عطش

مثل باران بر تنم بارید و رفت

گل فراوان بود از باغ من

غنچه ای نشکفته را برچید و رفت

2 سال پيش

تنها یک سقوط است که جاذبه زمین مسئول ان نیست وآن فروافتادن دربرابر خداست

2 سال پيش

هر چند تنهايي را دوست ندارم ولي
.
.
.
.
دوست دارم در قلب کوچک تو تنهايه تنها باشم.....

2 سال پيش

گل

دريافت كننده: gashinn
ارسال شده در 02/01/2014 07:37 pm

گل
یک روز اشتباهی خونه یه خانم پیری رو گرفتم؛؛اومدم معذرت‌خواهی کنم؛؛
هی میگفت : علی جان تویی؟؟
هی میگفتم : ببخشید مادر اشتباه گرفتم؛؛؛
باز میگفت : حسین جان تویی مادر؟
میگفتم : نه مادر جان اشتباه شده ببخشید؛؛؛
اسم سوم رو که گفت دلم شکست؛؛؛
گفتم آره مادر جون؛؛؛زنگ زدم احوالتون رو بپرسم؛؛؛
اونقدر ذوق کرد که چشام خیس شد؛؛؛

هــمـیـشـه دوســــت داشــــتـن مـقـــیـاس مـطـمــئـنـــی نـیـســــت

گـــاهـی کــــودک .. پـفـک . را بـــه پــــدر تــرجـیـح مـیـدهــــد ..

2 سال پيش

دوستي مثل ايستادن رو سيمان خيس ميمونه، هرچي بيشتر بموني، رفتنت سخت تر ميشه و اگه رفتي جاي پات براي هميشه ميمونه.