متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - sasanas

  • جنسیت : زن
  • سن : 26
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.60
  • رنگ چشم : آبی
  • رنگ مو : قهوه ای روشن
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي ترسناك
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کاردانی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : بیکار
  • دین : سایر ادیان
  • مذهب : دیگر
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : من خودمم نه خاطره
    منظره ام نه پنجره
  • علایق من : فیلم کتاب سفر
  • ماشین من : 206
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : فسنجون
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : بربادرفته
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : پنجره
  • حالت من : خوشحال
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : مهر
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

7 هفته پيش

یک نفس با ما نشستی خانه بوی گل گرفت

3 ماه پيش

اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقانه ریزد

من و ساقی به هم سازیم و بنیادش براندازیم

1 سال پيش

پـَت و مــَت، احمق نبودن.

تنها یاد گرفته بودن

برای رسیدن به هدفشون باید تلاش کنند

و مهم نبود چقدر اشتباه کنن؛

مهم این بود که در آخر به

خواستشون میرسیدن..

5+

1 سال پيش

پسر گرسنه اش می شود ، شتابان به طرف یخچال می رود در یخچال را باز می کند
عرق شرم …بر پیشانی پدر می نشیند
پسرک این را می داند
دست می برد بطری آب را بر می دارد
… کمی آب در لیوان می ریزد
صدایش را بلند می کند ، ” چقدر تشنه بودم “
پدر این را می داند پسر کوچولو اش چقدر بزرگ شده است …