متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - sara_00

  • جنسیت : زن
  • سن : 23
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : کرج
  • فرم بدن : هیکل ورزشی
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : فيلم هاي تخيلي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم ریاضی
  • شغل : ............
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : دانشجو
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : چپ و اصلاح طلب
  • خدمت : فراری
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : ..............
  • علایق من : ..............
  • ماشین من : ..........
  • آدرس وبلاگ : ............
  • غذای مورد علاقه : .............
  • ورزش مورد علاقه : ..............
  • تیم مورد علاقه : .............
  • خواننده مورد علاقه : ...........
  • فیلم مورد علاقه : ...............
  • بازیگر مورد علاقه : .............
  • کتاب مورد علاقه : ............انتخاب نشده
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : دوست نمیشم
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : خرداد
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

1 سال پيش

اگه عکس خودت باشه . دختر خوشگلی هستی

2 سال پيش



تو رو خدا باهام دوس شو

2 سال پيش

خب دوست نشو

2 سال پيش

محبت عین آب بازی کودکانه است ........

مهم نیست کی اول شروع میکنه مهم اینه که آخرش هر دو خیس میشن...

2 سال پيش

سوختم خاکسترم را باد برد
بهترین یارم مرا از یاد برد

3 سال پيش

باز باران بی ترانه
باز باران با تمام بی کسی‌های شبانه
می‌خورد بر مرد تنها
می‌چکد بر فرش خانه
باز می‌آید صدای چک چک غم
باز ماتم
من به پشت شیشه تنهایی افتاده
نمی‌دانم، نمی‌فهمم
کجای قطره‌های بی کسی زیباست؟
نمی‌فهمم، چرا مردم نمی‌فهمند
که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت می‌لرزد
کجای ذلتش زیباست؟
نمی‌فهمم
کجای اشک یک بابا
که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران
به روی همسر و پروانه‌های مرده‌اش آرام باریده
کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟
نمی‌دانم
نمی‌دانم چرا مردم نمی‌دانند
که باران عشق تنها نیست
صدای ممتدش در امتداد رنج این دل‌هاست
کجای مرگ ما زیباست؟
نمی‌فهمم
یاد آرم روز باران را
یاد آرم مادرم در کنج باران مُرد
کودکی ده ساله بودم
می‌دویدم زیر باران، از برای نان
مادرم افتاد
مادرم در کوچه‌های پست شهر آرام جان می‌داد
فقط من بودم و باران و گل‌های خیابان بود
نمی‌دانم
کجای این لجن زیباست؟
بشنو از من، کودک من
پیش چشم مرد فردا
که باران هست زیبا، از برای مردم زیبای بالادست
و آن باران که عشق دارد، فقط جاری ست بر عاشقان مست
و باران من و تو درد و غم دارد... کارو