متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - saman_rado

مردن ان نیست که در گور سیاه دفن شوم مردن ان است که با همه خاطره ها از خاطر تو محو شوم
3777
  • جنسیت : مرد
  • سن : 35
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : قهوه ای روشن
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : تفریحی میکشم
  • وضعیت زندگی : تنها
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي اجتماعی
  • وضعیت تاهل : تنها / هرگز نمیخوام ازدواج کنم
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کاردانی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : کارمند
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : رفتم
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : پرایدو
  • آدرس وبلاگ : ندارم
  • غذای مورد علاقه : پیتزا
  • ورزش مورد علاقه : شنا
  • تیم مورد علاقه : هیچ کدام
  • خواننده مورد علاقه : ابی داریوش
  • فیلم مورد علاقه : پدر خوانده مادر
  • بازیگر مورد علاقه : بهروز وثوقی
  • کتاب مورد علاقه : سینوهه
  • حالت من : خوشحال
  • فریاد من : مردن ان نیست که در گور سیاه دفن شوم مردن ان است که با همه خاطره ها از خاطر تو محو شوم
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : مرداد
  • تعداد اخطار : انتخاب كنيد
  • دلیل اخطار : انتخاب كنيد
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 ماه پيش

85+

2 ماه پيش

+7
برخي آدم ها به يک دليل از مسير زندگي ما ميگذرند
تا به ما درس هايي بياموزند: که اگر ميماندند
هرگز ياد نميگرفتيم...

2 ماه پيش

‏اون عروسکا بود که فشارش میدادی میگفت i love you
من اونا رو هم فشار میدادم میگفت« مزاحم نشو اقا ، من نامزد دارم »

2 ماه پيش

بزرگی معرفت ادب و نجابت آدمیان را به هنگام خشم و عصبانیت بیازمائید ؛ نه در زمانی که همه چیز بر وفق مرادشان است !


3 ماه پيش

زندگی همین است.
دوست داشتنی‌ها را از دست بدهیم تا معنی دوست داشتن را بفهمیم.
در سرمای جانسوز زمستان، دست در جیبمان کنیم تا از گرمای آن – که ناشی از هیچ چیز جز گرمای تن خودمان نیست – لذت ببریم.
در یک روز ابری غم آلود، لبخند یک رهگذر ناشناس را ببینیم تا به ارزش یک لبخند، در لحظات بی حوصلگی پی ببریم.
زندگی تحمل بار سنگین دنیا، روی شانه‌های خسته‌ ماست. طوری که هر لحظه احساس کنیم شاید این بار، بشکنند.
زندگی همین اشتباهات و گناهان و بی عدالتی‌هاست که انگار هر روز هم بیشتر می‌شوند!

4 ماه پيش

نامم را پدرم انتخاب کرد ،
نام خانوادگی‌ام را اجدادم !
دیگر بس است ؛
راهم را خودم انتخاب میکنم