متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - sahar_24

  • جنسیت : زن
  • سن : 27
  • کشور : ایران
  • استان : خراسان رضوی
  • شهر : مشهد
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : بیکار
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : id **همخونه** : kafshdoozak_25
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : kafshdoozak2400.blogfa.com
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : ریلکس
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

1 سال پيش

کدام خیابان را بگردم ؟ کدام کوچه را ؟
بر کوبه ی کدام در بکوبم تا بر چارچوبش ظاهر شوی تو ؟
و بازم بشناسی مرا از من به آغوشم بگیری و نپرسی هرگز که
چه به روزگارم آورده است روزگار بی تو ماندن های بسیار !

1 سال پيش

آسمـان هـم کـه بـاشی

بـغلت خـواهــم کـرد …

فـکر گـستـردگـی واژه نبـاش

هـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …

پـُر از عـاشـقـانـه ای تـو

دیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟؟…

1 سال پيش

آغوشت را تـــــــنگ تر کن...

حســـــــــادت میکنم به هــــــــــوایی که میان من وتوست

آغوشت را تنگتر کن....

بـــی مرز میــــــــخواهمت ....

2 سال پيش

خیالت چه عاشقانه مرا به میهمانی آغوشت دعوت میکند‎
ومن چه ناشیانه درمیان روزمرگیها تو را گم میکنم‎
دیشب درپستویی ازنباید ها عشقم را پنهان کردم ‎
غافل از این دل عاشق که به چشمان سحرانگیزی مبتلاست
وهیچ دعایی این طلسم را باطل نمیکند ‎‎

2 سال پيش

وباز نامت از زبانها

بر گوشهایم می نشیند...

وهمچون دانه های برف...

برای فراموشی منتظر بهار می ماند

اما زمستان یادت تمامی ندارد...!

2 سال پيش

بازشعرهایم بوی تورا گرفته اند
ومن درخواب هم تورامیبینم
چه طعم شیرینی دارد خوابی که با رویای توهمراه است
حتی اگر برای لحظه ای به کوتاهی یک سلام باشد‎