متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - ring

99درصد تلاش 1درصد استعداد
2655
  • جنسیت : زن
  • سن : 18
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : دماوند
  • فرم بدن : هیکل زیبا
  • اندازه قد : 1.60
  • رنگ چشم : فندقی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : فيلم ها ي خشن
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : کاردانی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : بیکار
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : خیلی شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : شطرنج
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : سریع و خشن
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : رمان بر باد رفته ، همخونه
  • حالت من : موفق
  • فریاد من : 99درصد تلاش 1درصد استعداد
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : شهریور
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

6 هفته پيش

غربت یه دیواره بین تو و دستام یک فاجعست وقتی تنها تو رو می خوام
غربت یه تعبیره از خواب یک غفلت تصویری از یک کوچ در آخرین قسمت
وقتی ازم دوری از سایه می ترسم حتی من اینجا از همسایه می ترسم
غربت برای من مثل یه تعلیقه یک راه طولانی روی لب تیغه
این حس آزادی اینجا نمیرزه زندون بی دیوار سلول بی مرزه
این حس آزادی اینجا نمیرزه زندون بی دیوار سلول بی مرزه
وقتی ازم دوری شب نقطه چین میشه دیوار این خونه دیوار چین میشه
وقتی ازم دوری از زندگی سیرم دنیا رو با قلبت اندازه می گیرم

2 ماه پيش

مرحبا ای پیک مشتاقان بده پیغام دوست
تا کنم جان از سر رغبت فدای نام دوست

واله و شیداست دایم همچو بلبل در قفس
طوطی طبعم ز عشق شکر و بادام دوست

زلف او دام است و خالش دانه آن دام و من
بر امید دانه‌ای افتاده‌ام در دام دوست

سر ز مستی برنگیرد تا به صبح روز حشر
هر که چون من در ازل یک جرعه خورد از جام دوست

بس نگویم شمه‌ای از شرح شوق خود از آنک
دردسر باشد نمودن بیش از این ابرام دوست

گر دهد دستم کشم در دیده همچون توتیا
خاک راهی کان مشرف گردد از اقدام دوست

میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق
ترک کام خود گرفتم تا برآید کام دوست

حافظ اندر درد او می‌سوز و بی‌درمان بساز
زان که درمانی ندارد درد بی‌آرام دوست