متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - rahhhha

بلاخره منم میمیرم میشم عزیز دل همه ههه
1109
  • جنسیت : زن
  • سن : 16
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : تفریحی میکشم
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : خیلی مغرور
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي ورزشي
  • زبان : English
  • وضعیت تاهل : تنها / هرگز نمیخوام ازدواج کنم
  • وضعیت بچه : نمیخواهم
  • وضعیت سواد : سیکل
  • نوع رشته : علوم ریاضی
  • شغل : سرگرد اینده
  • درآمد : معرکه
  • وضعیت کار : دانشجو
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : نرفتم
  • شوخ طبعی : بی احساس
  • درباره من : من دختریم که
    نـہ از اومـدטּ کسـے ذوق زده میشم ،
    نہ کسے از ڪنآرمـ بره حوصلـہ دارمــ نآزشو بـخـرمــ ڪہ بـرگرده ...
    مـטּ آدمــ بے احسآسے نیستمـ !
    مـטּ بے معرفـتــ و نآمرد نیستمــ ...
    فقط خستہ امــ ...
    از همـہ چے !
    چون یہ زمآنے ڪسآیے وارد زنـدگیم شـدטּ
    ڪـہ یہ سرے بـآورامو از بیـטּ بـردטּ ...
  • علایق من : EXO
  • ماشین من : لامبورگینی
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : پیتزا
  • ورزش مورد علاقه : فوتبال
  • تیم مورد علاقه : پرسپولیس
  • خواننده مورد علاقه : ارشاد -میلاد راستاد-مهراب
  • فیلم مورد علاقه : یانگوم
  • بازیگر مورد علاقه : مصطفی زمانی
  • کتاب مورد علاقه : رمان
  • حالت من : خسته
  • فریاد من : بلاخره منم میمیرم میشم عزیز دل همه ههه
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : مهر
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 111780_head8a2pk6n1dp6hd1dmrobj1v7h5zr15cs4c.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

10 ساعت پيش

داستان

#هر_چیز_که_خوار_آید

روزی مرد روستایی با پسرش از ده راه افتادند بروند شهر. مقداری راه که رفتند یک نعل پیدا کردند. مرد روستایی به پسرش گفت: نعل را بردار که به کار می خورد. پسر جواب داد: این نعل آهنی به زحمت برداشتنش نمی ارزد.

مرد خودش نعل را برداشت و توی جیبش گذاشت. وقتی به آبادی وسط راه رسیدند نعل را به یک نعل فروش فروختند و با پولش مقداری گیلاس خریدند و به راه خودشان ادامه دادند تا به صحرا رسیدند.

در صحرا آب نبود و پسر داشت از تشنگی هلاک می شد. مرد که جلوتر از پسرش می رفت یکی از گیلاسها را به زمین انداخت. پسر دولا شد و گیلاس را از زمین برداشت. چند قدم دیگر که رفتند مرد روستایی دوباره یک دانه گیلاس به زمین انداخت و باز پسرش دانه گیلاس را برداشت و خورد.

خلاصه تا به آب و آبادی رسیدند هر چند قدمی که می رفتند مرد یک دانه از گیلاسها را به زمین انداخت و پسر هم آن را بر می داشت و می خورد. آخر کار مرد رو کرد به پسرش و گفت:

یادت هست که گفتم آن نعل را بردار، گفتی به زحمتش نمی ارزد؟ پسر گفت: بله یادم هست. پدر گفت:

دیدی که من آن را برداشتم و با پولش گیلاس خریدم؛ اما یکجا ندادمت. برای اینکه مطلب خوب متوجه بشوی، گیلاسها سی و هفت دانه بود و تو سی و هفت بار به خودت زحمت دادی و آنها را از زمین برداشتی؛ اما یک بار به خودت زحمت ندادی که نعل را برداری بدان: هر چیز که خوار آید، یک روز به کار آید...

ديروز

چند دروغ رایج بین ما ایرانیان :

1- کار که عار نیست !

2- پول که شخصیت نمیاره !

3- فکر کردی چی ، مملکت قانون داره !

4- تلاش بکنی به هر چی بخواهی میرسی !

5- پول چرک کف دسته !

6- بچه ، دختر و پسرش فرقی نمیکنه !

7- بخدا همین الان میخواستم بهت زنگ بزنم !

8- اینجا متعلق به خودتونه !

9- و پر کاربردترین دروغ پشت تلفن " اونم سلام میرسونه "

ديروز

پدرم همیشه یه نصیحت بهم می‌کرد!
می‌گفت:به کسی که بهت اعتماد کرده
دروغ نگو و به کسی که بهت دروغ گفته
اعتماد نکن...

ديروز

امروزتان پرازانرژے
پنجره ی دلتان را
روبه خوشبختی بازکنید
عشق رابه قلبتان
دعوت کنید مهربان باشید
مهربانی کلید
ورود به قلب هاست
اللهم عجل لولیک الفرج

3 روز پيش

بدترین حالت ماجرا این است که

طاقتمان تمام شود و به روی خودمان نیاوریم

و تا زمان مرگ ادامه دهیم ...

خیلی ها اینطور زندگی می کنند .

دست اندازِ کم طاقتی را رد کرده اند

و افتاده اند توی سرازیری عادت ...

3 روز پيش

فامیل دور:

کاشکی شعورهم مدرک داشت تا بعضیا به هوای مدرکش هم که شده میرفتن یادش میگرفتن

همساده:

آقو ایجوری که بدتر میشد! بعضیا میرفتن مدرک جعلی میخریدن دیگه نمیشد بیشعور بودنشون رو ثابت کرد