متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - raha1374

  • جنسیت : زن
  • سن : 22
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 39523_headphcf7x1td6sbhuyn7t46y2gf5ty8rsg83k.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

6 ماه پيش

ما حتی کهکشانمونم شیریه حالا دیگه این که زندگیه

+5

15 ماه پيش

بـــــــــــــــــــــــــــای
بــــــــــــــــــــــــــــــای
شـــــــــــــــــــــب
بخــــــــــــــــــــــیر

15 ماه پيش

آخه دارم از رفتن بدجوری گریه میگیرم ...

دعا کنم که این نفس،تموم شه تا سپیده ...

کسی نفهمه عاشقت، چی تا سحر کشیده ...

این آخرین باره عزیز،دستامو محکمتر بگیر ...

آخه تو که داری میری،به من نگو بمون نمیر ...

گاهی بیا یه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ...

من با تو سوختم نازنین،باشه برو با من نسوز ...

اگه یروز برگشتی و گفتن فلانی مرده ...

بدون که زیر خاک سرد حس نگاتو برده

گریه نکن برای من قسمت ما همینه ...

دستامو محکمتر بگیر لحظه ی آخرینه ...

این آخرین باره عزیز،دستامو محکمتر بگیر ...

آخه تو که داری میری،به من نگو بمون نمیر ...

گاهی بیا یه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ...

من با تو سوختم نازنین،باشه برو با من نسوز ...

برام دعا کن عـــــــــشــــــــــق من ...

15 ماه پيش

ﻻﺕ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﻋﺸﻖ ﻻﺕ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ،

ﮔﺮﮒ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﺑﯽ ﺻﻔﺖ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ،

ﻧﺎﻣﺮﺩﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﻣﯽ ﻓﻬﻤﯿﺪﯾﻢ،

ﻧﺎﺭﻓﯿﻖ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﻫﻮﺍﯼ ﺭﻓﯿﻘﻤﻮﻥ ﺭﻭﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ،

ﺗﺮﺳﻮﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﻓﻘﻂ ﺗﺮﺱ ﺍﺯﺧﺪﺍ،

ﻧﺎﺷﯽ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﻻﺷﯽ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ،

ﻣﺴﺖ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﭘﺴﺖ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ،

ﻓﻘﯿﺮﺑﻮﺩیم ﻭﻟﯽ ﭘﻮﻝ ﭘﺮﺳﺖ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ،

ﺑﯽ ﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﺧﺪﺍ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ،

ﺳﮓ ﻧﺒﻮﺩﯾﻢ ﻭﻟﯽ ﻭﻓﺎﺩﺍﺷﺘﯿﻢ،

ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﯽ " ﮔﺮﮔﯽ " ﮐﻪ ﻓﻬﻤﯿﺪ ﭼﻮﭘﺎﻥ ﺧﻮﺍﺏ ﺍﺳﺖ

ﺍﻣﺎ ﺯﻭﺯﻩ ﺍﺵ ﺭﺍ ﮐﺸﯿﺪ ﺗﺎ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺧﻨﺠﺮ ﻧﺰﻧﺪ