متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - qqsa

شب ها پرنده هایش می روند ! روزها ستاره هایش ! ببین ! آسمان هم که باشی ، باز تنهایی
2356
  • جنسیت : زن
  • سن : 33
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : متاهل
  • وضعیت بچه : دارم
  • وضعیت سواد : کاردانی
  • نوع رشته : علوم تجربی
  • شغل : >>>>
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : .........
  • علایق من : .............
  • ماشین من : .......
  • آدرس وبلاگ : .......
  • غذای مورد علاقه : ............
  • ورزش مورد علاقه : ..........
  • تیم مورد علاقه : ............
  • خواننده مورد علاقه : ..........
  • فیلم مورد علاقه : ...........
  • بازیگر مورد علاقه : ................
  • کتاب مورد علاقه : ..........انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : شب ها پرنده هایش می روند ! روزها ستاره هایش ! ببین ! آسمان هم که باشی ، باز تنهایی
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 16862_headt65v11uugyd1z157a6h25e31cac5a9ut6q.jpg
  • آهنگ پروفایل : <!-- Start --- http://www.Avazak.ir --> <a target="_blank"

13 ماه پيش

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می کرد.

در افسانها اوردند که روزی مردی نزد او امد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت :

اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.

فرعون یک روز فرصت گرفت .

شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی در خوابگاهش را به صدا در اورد!

فرعون پرسید:کیستی؟دید شیطان وارد شد.

شیطان گفت :خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست.سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه تبدیل به طلا شد.

یعد خطاب به فرعون گفت:من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم،ان وقت تو با این همه حقارت ادعایی خدایی میکنی؟

پس شیطان اماده رفتن شد که فرعون گفت:چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟؟

شیطان پاسخ داد:

زیرا میدانستم که از نسل او همانند تو به وجود می اید.

13 ماه پيش

میخندیم

چه اسان لحظه ها را به کام هم تلخ میکنیم.!!!!

و

چه اسان به اخمی میفروشیم لذت باهم بودن را.

و

چه زود دیر میشود و نمیدانیم که فردا میاید و شاید ما نباشیم....

13 ماه پيش

از مرگ نمیترسم از این میترسم که وقتی زنده ایم در وجودمان" انسانیت "بمیرد...

و

هستند انساهای که بالای خط فقر ولی زیر خط فهم زندگی میکنند...

13 ماه پيش

زمانی را با خودت خلوت کن.
نگذار دیگران مزاحمت شوند.

بنویس.
خط خطی کن.
فکر کن.
آینده ات را ترسیم کن.

و گرنه اسیر دست روزمرگی ها و اتفاقات خواهی شد.

14 ماه پيش

بهانه ام ...؟

كه "تو" باشى ....

تلخ ترين و سخت ترين لحظات ....

عاشقانه مي گذرد ...!

"من" ، دل خوشم ....

به اين هر لحظه هايي كه ...؟

درگير توام .....!!!

14 ماه پيش

درد اینجاست که نمی شود درد را حالی کسی کرد
محمود دولت آبادی