متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - pooya4040

  • جنسیت : مرد
  • سن : 45
  • کشور : ایران
  • استان : خراسان رضوی
  • شهر : مشهد
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ چشم : قهوه ای
  • رنگ مو : خاکستری
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : تنها
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي سياسي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم انسانی
  • شغل : فرهنگی
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : میانه رو
  • خدمت : معاف
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : روز اول که به استاد سپردند مرا

    دیگران را خِرَد آموخت مرا مجنون کرد

    زندگی زیباست ........ زندگی باید کرد
  • علایق من : شعر / مستندهای سیاسی و اجتماعی
  • ماشین من : پارس
  • آدرس وبلاگ : ندارم
  • غذای مورد علاقه : فسنجون ، کوکو سبزی
  • ورزش مورد علاقه : بدمینتون
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : ملی
  • بازیگر مورد علاقه : مرحوم شکیبائی
  • کتاب مورد علاقه : دیوان شعرا
  • حالت من : سپاسگذار
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : فروردین
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 109304_heada3ajoqa4a9j63fh6cxdp15y8ueyv5z45r.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

6 هفته پيش

شرط دل دادن ، دل گرفتن است و گر نه یکی بی دل می شود و دیگری دو دل

6 هفته پيش

روی پیشانی بختم خط به خط، چین دیده ام

بسکه خود را در دل آیینـــــه، غمگین دیده ام

مـو سپیدم مـو سپیدم مـــوسپیدم مــو سپید

گرگ باران دیده هستم، برف سنگین دیده ام

آه، یک چشمم زلیخا، آن یکی یعقوب شد

حال، یوسف را ببینـــم با کدامین دیده ام؟

آشنا هستی به چشمم، صبر کن، قدری بخند

یادم آمـد، مـن تـــــورا روز نخستین دیـــــده ام

بیستون دیشب به چشمم جاده ای هموار بود

ابن سیرین را خبــــر کن، خواب شیرین دیده ام

6 هفته پيش

pooya4040 :
اگر کسی به روی تو لبخند نمی زند علتش را در لبان فرو بسته خود جستجو کن.

دل نشین بود

6 هفته پيش

مـوجـیم و وصـل ما ، از خـود بـریدن اسـت

سـاحل بـهانه ای اسـت ، رفـتن رسـیدن اسـت

تـا شـعله در سـریـم ، پـروانـۀ اخگریـم

شـمعیم و اشک ما ، در خود چکیـدن اسـت

مـا مـرغ بی پـریم ، از فـوج دیگریم

پـرواز بـال مـا ، در خـون تـپیـدن اسـت

پـر می کـشیـم و بـال ، بـر پـرده ی خـیال

اعـجاز ذوق مـا ، در پـر کـشیـدن اسـت

مـا هـیـچ نـیستیم ، جز سـایه ای ز خـویـش

آیـیـن آیـنـه ، خـود را نـدیـدن اسـت

گـفتی مـرا بـخوان ، خـوانـدیم و خـامـُشی

پـاسخ هـمین تـو را ، تـنها شـنیـدن اسـت

بی درد و بی غـم است ، چـیدن رسیده را

خـامیم و درد مـا ، از کـال چـیدن اسـت

قیصر امین پور

7 هفته پيش

اگر کسی به روی تو لبخند نمی زند علتش را در لبان فرو بسته خود جستجو کن.

7 هفته پيش

تو خود به صحبت امثال ما نپردازی

نظر به حال پریشان ما نیندازی

وصال ما و شما دیر متفق گردد

که من اسیر نیازم تو صاحب نازی

کجا به صید ملخ همتت فروآید

بدین صفت که تو باز بلندپروازی

به راستی که نه همبازی تو بودم من

تو شوخ دیده مگس بین که می‌کند بازی

ز دست ترک ختایی کسی جفا چندان

نمی‌برد که من از دست ترک شیرازی

و گر هلاک منت درخورست باکی نیست

قتیل عشق شهیدست و قاتلش غازی

کدام سنگ دلست آن که عیب ما گوید

گر آفتاب ببینی چو موم بگدازی

میسرت نشود سر عشق پوشیدن

که عاقبت بکند رنگ روی غمازی

چه جرم رفت که با ما سخن نمی‌گویی

چه دشمنیست که با دوستان نمی‌سازی

من از فراق تو بیچاره سیل می‌رانم

مثال ابر بهار و تو خیل می‌تازی

هنوز با همه بدعهدیت دعاگویم

که گر به قهر برانی به لطف بنوازی

تو همچو صاحب دیوان مکن که سعدی را

به یک ره از نظر خویشتن بیندازی