متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - parhoooooon

اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
17550
  • جنسیت : زن
  • سن : 33
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : هیکل ورزشی
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : خوشتیپ / مد روز
  • سيگار : تفریحی میکشم
  • وضعیت زندگی : تنها
  • اجتماع : خیلی مغرور
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : کارشناسی ارشد
  • نوع رشته : علوم انسانی
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : سایر ادیان
  • مذهب : دیگر
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : خيلي اخمو
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : گرگی
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : - غذاهای گیلانی -فسنجون - ماکارانی
  • ورزش مورد علاقه : بدنسازی - کاراته
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : پاپیون - بی وفا - مالنا -
  • بازیگر مورد علاقه : مونیکا بلوچی
  • کتاب مورد علاقه : پرنده خارزارانتخاب نشده
  • حالت من : از خود راضی
  • فریاد من : اوست نشسته در نظر من به کجا نظر کنم اوست گرفته شهر دل من به کجا سفر برم
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : خرداد
  • تعداد اخطار : اول
  • دلیل اخطار : درگیری لفظی با کاربران | L
  • هدر پروفایل : 37924_headcnmma4cp6rndfpc8c2sdffsoetq6949bgm.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

6 ساعت پيش

همه ی ما

لکه های سیاهی هستیم,

اگر پشت کنیم

به آفتاب ...

ديروز

زندگی
بالا وپایین دارد
گاهی آرام ودل‌نواز
گاهی سخت وخشن
الهی
قایق زندگیتون
همیشه درحال حرکت،
به سوی بهترین های این
دنیا باشه


+5

11 روز پيش

حسّ و حال همه ی ثانیـه ها ریخت به هم
شوق یک رابطه با حاشیه ها ریخت به هم

گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید
آمدیّ و همـه ی فرضیه ها ریخت به هم!

روح غمگینِ تـــو در کالبدم جا خوش کرد
سرفه کردی و نظام ریه ها ریخت به هم

در کنـــار تــــو قدم مــــی زدم و دور و بـــرم
چشم ها پُر خون شد، قرنیه ها ریخت به هم

روضه خوان خواست که از غصه ی ما یاد کند
سینه ها پــاره شد و مرثیه ها ریخت بــه هم

پای عشق تـــو برادر کُشــی افتاد به راه
شهر از وحشت نرخ دیه ها ریخت به هم