متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - ƤƛƦӇƛM

  • جنسیت : مرد
  • سن : 23
  • کشور : San Marino
  • استان : کرمانشاه
  • شهر : کرمانشاه
  • فرم بدن : هیکل ورزشی
  • اندازه قد : 1.90
  • رنگ چشم : فندقی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : مد روز
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • زبان : فارسی
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • وضعیت تاهل : تنها / هرگز نمیخوام ازدواج کنم
  • وضعیت بچه : نمیخواهم
  • وضعیت سواد : کاردانی
  • نوع رشته : فنی و حرفه ای
  • شغل : ندوونی بهتره
  • درآمد : معرکه
  • وضعیت کار : پاره وقت
  • دین : سایر ادیان
  • مذهب : دیگر
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : رفتم
  • شوخ طبعی : خيلي اخمو
  • درباره من : مغرور،عضو تیم ملی تیرندازی ایران.سبک های deprission black metal.death وdoomگوش میدم
  • علایق من : weed.
  • ماشین من : ندارم
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : ندارم
  • ورزش مورد علاقه : تیراندازی
  • تیم مورد علاقه : شیاطین سرخ
  • خواننده مورد علاقه : uaral-kill swich engage-lamb of god-dreainess-
  • فیلم مورد علاقه : the lord of the rings & hobit.hell
  • بازیگر مورد علاقه : ندارم
  • کتاب مورد علاقه : ........................................
  • حالت من : خونسرد
  • فریاد من : come with me in shadow
  • اپراتور : ایرانسل
  • نماد ماه تولد : آبان
  • تعداد اخطار : انتخاب كنيد
  • دلیل اخطار : انتخاب كنيد
  • هدر پروفایل : 93_headoytbq52bc1yxnxjyqzpqezjxf89215jds2f8x.png
  • آهنگ پروفایل : http://up.hamkhone.ir/4/051a3173edeef30e8f3489f82351b2aa.mp3

3 ساعت پيش

پرهام خان بد نگا میکنی چرا؟

7 ساعت پيش

دیگه بلدم رای بدم

11 ساعت پيش

روزی فرا خواهد رسید که جسم من آنجا زیر ملحفه سفید پاکیزه ای

که از چهار طرفش زیر تشک تخت بیمارستان رفته است، قرار می گیرد

و آدم هایی که سخت مشغول زنده ها و مرده ها هستند از کنارم می گذرند.

آن لحظه فرا خواهد رسید که دکتر بگوید مغز من از کار افتاده است و

به هزار علت دانسته و ندانسته زندگیم به پایان رسیده است.

در چنین روزی، تلاش نکنید به شکل مصنوعی و با استفاده از دستگاه،

زندگیم را به من برگردانید و این را بستر مرگ من ندانید.

بگذارید آن را بستر زندگی بنامم. بگذارید جسمم به دیگران کمک کند که

به حیات خود ادامه دهند.

چشمهایم را به انسانی بدهید که هرگز طلوع آفتاب،

چهره یک نوزاد و شکوه عشق را در چشم های یک زن ندیده است.

قلبم را به کسی هدیه بدهید که از قلب جز خاطره ی دردهایی پیاپی

و آزار دهنده چیزی به یاد ندارد.

خونم را به نوجوانی بدهید که او را از تصادف ماشین بیرون کشیده اند و

کمکش کنید تا زنده بماند تا نوه هایش را ببیند.

کلیه هایم را به کسی بدهید که زندگیش به ماشینی بستگی دارد که

هر هفته خون او را تصفیه می کند.

استخوان هایم، عضلاتم، تک تک سلول هایم و اعصابم را بردارید و

راهی پیدا کنید که آنها را به پاهای یک کودک فلج پیوند بزنید.

هر گوشه از مغز مرا بکاوید، سلول هایم را اگر لازم شد، بردارید و

بگذارید به رشد خود ادامه دهند تا به کمک آنها پسرک لالی بتواند

با صدای دو رگه فریاد بزند و دخترک ناشنوایی زمزمه باران را روی

شیشه اتاقش بشنود.

آنچه را که از من باقی می ماند بسوزانید و خاکسترم را به دست باد بسپارید،

تا گلها بشکفند.

اگر قرار است چیزی از وجود مرا دفن کنید بگذارید خطاهایم،

ضعفهایم و تعصباتم نسبت به همنوعانم دفن شوند.

گناهانم را به شیطان و روحم را به خدا بسپارید و اگر گاهی

دوست داشتید یادم کنید.

عمل خیری انجام دهید، یا به کسی که نیازمند شماست،

کلام محبت آمیزی بگویید.

اگر آنچه را که گفتم برایم انجام دهید، همیشه زنده خواهم ماند ...

( اهداء عضو اهداء زندگی )

shabgarde.tanha

24 ساعت پيش

میگم تو کلیپ داشتن دنبالت میکردن
خیلی باحالید شما

ديروز

آرامش
محصول فکر کردن نیست !
آرامش
محصول فکر نکردن
به انبوه مشکلاتی است که
ارزش فکرکردن را ندارند....