متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - nedaa1993

  • جنسیت : زن
  • سن : 23
  • کشور : ایران
  • استان : کرمانشاه
  • شهر : کرمانشاه
  • فرم بدن : لاغر
  • اندازه قد : 1.60
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : دیگر
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • برنامه مورد علاقه : فيلم ها ي خشن
  • زبان : English
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی
  • نوع رشته : علوم ریاضی
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : عالی
  • وضعیت کار : دانشجو
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : اخمو
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : آبان
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

4 ماه پيش

زندگی زیباست . . .
به سادگی و لطافت شبنمی نشسته بر برگی سبز
و با اندکی زبری به زبری حاشیه های برگ گل رُز
اما با دور نمایی زیبا و فراموش نشدنی،
با صحنه های رنگارنگ و دل نشینش ، بی سایه ، بی غم
با اندکی پستی و بلندی ، کسی چه می داند ؟
همیشه آنگونه که میخواهیم نیست
و هرچه میخواهیم به دست نمی آید

4 ماه پيش

مهم بودن در نگاه دیگران رو فراموش کن
روزنامه ی روز شنبه زباله ی روز یکشنبه است
زندگی کن به شیوه خودت
با قوانین خودت
با باورها و ایمان قلبی خودت
مردم دلشان می خواهد
موضوعی برای گفتگو داشته باشند
برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی
هر جور که باشی
حرفی برای گفتن دارند
شاد باش و از زندگی لذت ببر . . .

6 ماه پيش

هر کس در دنیا باید یکی را داشته باشد که حرفهای خود را به او بزندآزادانه و بدون رودربایسی ،به راستی انسان از تنهایی دق می کند . . .

7 ماه پيش

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیک

دلم از مهر تو آکنده هنوز

دفتر عمر مرا

دست ایام ورقها زده است

زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست

در خیالم اما

همچنان روز نخست تویی آن قامت بالنده هنوز

در قمار غم عشق

دل من بردی و با دست تهی

منم آن عاشق بازنده هنوز

آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش

گر که گورم بشکافند عیان می‌بینند

زیر خاکستر جسمم باقیست

آتشی سرکش و سوزنده هنوز