متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - nazimaman

  • جنسیت : زن
  • سن : 22
  • کشور : ایران
  • استان : آذربایجان غربی
  • شهر : ارومیه
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : خيلي اجتماعي
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : خیلی شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : شاد و خوشحال
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : مهر
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 28140_headdkq4obv26ovuk55bygarn1hr2e6nrysu88.gif
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد


3 ماه پيش

سادس خیلی پی ام بده
09337418692
حامدم

3 ماه پيش

چیزی به من بگو

مثل بهار

مثلا شکوفه کن!

و یا ببار

مانند رحمتی بر درونم

یا رنگین کمان باش و

روحم را در آغوش بگیر

چیزی بگو

فراتر از حرف باشد

جانم را لمس کند

چیزی بگو

مثلا کنارت هستم...

16 ماه پيش

روزی از لقمان پرسیدند ادب از که آموختی؟

گفت: از ارواح جدم ، ضمنا هیچکدوم نیستید در حدم !

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

و لقمان هم زین پس به جمع شــاخ ها پیوست

+5

16 ماه پيش

هیچ عروسکی
پیر نمی شود
دخترها
مهربان ترین مادرانند…

16 ماه پيش

گاه یک لبخند آنقدر عمیق می شود، که گریه می کنیم

گاه یک نغمه آن قدر دست نیافتنی می شود، که با آن زندگی می کنیم

گاه یک نگاه آن چنان سنگین است، که چشمانمان رهایش نمی کنند

و گاه یک عشق آن قدر ماندگار می شود، که فراموشش نمی کنیم.

رویای با تو بودن را

نمی توان نوشت، نمی توان گفت و حتی نمی توان سرود!

با تو بودن قصه شیرینی ست به وسعت تمام تنهایی‌ها

و داشتن تو فانوسی به روشنایی هر چه تاریکی در نداشتنت

و... و من همچون غربت زده ای در آغوش بی کران دریای بی کسی

به انتظار ساحل نگاهت می نشینم و می مانم تا ابد

تا وقتی که شبنم زلال احساست زنگار غم را از وجودم بشوید

عزیز دریایی من...

16 ماه پيش

آدم همیشه به خاطر نقطه ضعف هایش تو دردسر می افتد!
مگس ها باید چیزهای چسبناک را خیلی دوست داشته باشند...
شب پره ها شعله را...
و آدم ها، " عشق " را ...

" هربر لوپوریه "