متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - nazi_99

  • جنسیت : زن
  • سن : 44
  • کشور : ایران
  • استان : سمنان
  • شهر : کرج
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : تنها
  • اجتماع : خيلي اجتماعي
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : کاردانی
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : قرمه سبزی
  • ورزش مورد علاقه : شنا
  • تیم مورد علاقه : پرسپولیس
  • خواننده مورد علاقه : ابی
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : ریلکس
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : بهمن
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 131327_headkqugqzv5jdgy94j2pdpdhf61d15s8vmhb.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

4 ماه پيش

عید فطر عید پایان یافتن رمضان نیست
عید بر آمدن انسانی نو از خاکستر‌های خویشتن خویش است
چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد می‌شود

عید فطر روز چیدن میوه‌های شاداب استجابت مبارک باد

5 ماه پيش

فقط ٢٤ ساعت ،
از هيچ چيز شكايت نكنيد ،

حتى يكبار .
بعد ببينيد
چطور زندگيتون
شروع به تغيير ميكنه

5 ماه پيش

خوشبختی یعنی باور کنیم هیچ انسانی

کامل نیست و انسان ممکن الخطاست

خوشبختی یعنی قبل از اینکه

به فکر تغییر دادن دیگران باشی

قاضی زندگی خودت باش

5 ماه پيش

وقتی از ته دل بخندی
وقتی هر چیزی را به خودت نگیری
وقتی سپاسگزار آنچه که هست، باشی
وقتی برای شاد بودن نیاز
به بهانه نداشته باشی
آن زمان است که واقعا زندگی میکنی...

5 ماه پيش

افسوس که ما قوم پر از افسوسیم..!

در ذهن فقط خاطـــره را می بوسیم

تا هست کـــــــسی ، دور ز بودن هاییم

تا رفت ز هجرش، همه شب می سوزیم

5 ماه پيش

ﮐﻔـﺶِ ﮐﻮﺩﮐﻲ ﺭﺍ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺮﺩ . ﮐﻮﺩﮎ ﺭﻭﯼ ﺳﺎﺣﻞ نوﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺩﺯﺩ...
آنطرﻑ ﺗﺮ ﻣﺮﺩﯼ ﮐﻪ ﺻﯿﺪ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺭﻭﯼ ﻣﺎﺳﻪ ﻫﺎ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﯾﺎﯼ ﺳﺨﺎﻭﺗﻤﻨﺪ...
ﺟﻮﺍﻧﻲ ﻏﺮﻕ ﺷﺪ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎﻱ ﻗﺎﺗﻞ...
ﭘﻴﺮﻣﺮﺩﻱ ﻣﺮﻭﺍﺭﻳﺪﻱ ﺻﻴﺪ ﻛﺮﺩ ﻧﻮﺷﺖ: ﺩﺭﻳﺎﻱ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ...
ﻣﻮﺟﯽ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺷﺴﺖ:

ﺩﺭﯾﺎ ﺁﺭﺍﻡ ﮔﻔﺖ: "ﺑﻪ ﻗﻀﺎﻭﺕ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺍﻋﺘﻨﺎ ﻧﻜﻦ ﺍﮔﺮﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﺭﯾﺎ ﺑﺎﺷﯽ"

بر آنچه گذشت، آنچه شکست، آنچه نشد...
حسرت نخور؛ زندگی اگر آسان بود با گریه آغاز نمیشد ..