متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - nahid

  • جنسیت : زن
  • سن : 31
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : مشهد
  • فرم بدن : هیکل زیبا
  • اندازه قد : 1.70
  • رنگ چشم : آبی
  • رنگ مو : طلایی
  • تیپ لباس : اسپرت
  • سيگار : تفریحی میکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : برنامه هاي كمدي
  • زبان : فارسی
  • وضعیت تاهل : طلاق گرفته
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کاردانی
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : ویزیتور
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : پاره وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : ندارم
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : انتخاب كنيد
  • فریاد من : ...بردگی یا زندگی
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : مرداد
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

2 سال پيش

+
5
+
اولین رای

2 سال پيش

دختریا گوش بکنین یه حرفی دارم

سوخته دل ببین که به چی دچار شدم

تا نسوزی نازنین سوختن چه سخته

تو این دنیا کسی که بی یاره کارش زاره

من این همه دوسش دارم

پس بیا وفا بکن دلم رو به تو سپردم

من این همه دوسش دارم

هر کس عاشق بشه دردش گرا نه

این دل بیچاره هم که بی زبا نه

دختریا هر عاشقی رسمش بر اینه

ای خدا دختر تو این دنیا نما نه

من این همه دوسش دارم

پس بیا وفا کن دلمو بهت می سپارم

من این همه دوسش دارم

رنج بکش، اسیر باش غصه بخور،

در شادی را به روی عاشق نبندین

مگر شما دل به قفس تو سینه دارین

که دل عاشق منو به غم می سپارین

من این همه دوسش دارم

پس بیا وفا کن دلمو بهت می سپارم

من این همه دوسش دارم

دختریا گوش بکنین یه حرفی دارم

سوخته دل ببین که به چی دچار شدم

تا نسوزی نازنین سوختن چه سخته

تو این دنیا کسی که بی یاره کارش زاره

من این همه دوسش دارم

پس بیا وفا کن دلمو بهت می سپارم

من این همه دوسش دارم

2 سال پيش

کاش میشد گذشته ها رو پس بگیرم ... زنده باشم از وطن نفس بگیرم
خانه ی بی سقف ما را آسمانی بود و نیست بین ما و زندگانی ریسمانی بود و نیست.
دوستی ها محکم و بیداد ها پیوسته بود پای دیوار جدایی نردبانی بود و نیست
کاش میشد گذشته ها رو پس بگیرم زنده باشم از وطن نفس بگیرم....
کاش میشد گذشته ها رو پس بگیرم زنده باشم از وطن نفس بگیرم
یک پیاله صبح روشن یک سبد ابر بهاری بر سر هر سفره ای رنگین کمانی بود و نیست
سال بارن های تند و فصل تندرهای سرد خانه ی دیروز ما را ناودانی بودی و نیست
خاندانی خانمانی دودمانی بود و نیست
خاندانی خانمانی دودمانی بود و نیست
کاش میشد گذشته ها رو پس بگیرم زنده باشم از وطن نفس بگیرم

2 سال پيش

نشستم کنارت عذابم بدی، عذابم بدی من مدارا کنم
کنارم پرستیدنو حس کنی ، کنارت خدا رو تماشا کنم
نشستم ببینم کیم پیشه تو ، منی که زمین و زمانم تویی
بگی تا کجایه جهان با منی ، منی که تمامه جهانم تویی

ببین اسمتو تا صدا میکنم ، تورو از یه دنیا جدا میکنم
منو زیره تیغه سکوتت نکش ، دارم زندگیمو صدا میکنم
کنارم بشین و عذابم بده ، همین بودنه تو نیازه منه
دارم روزو شب زمزمت میکنم ، صدا کردنه تو آوازه منه

کنارم بشین و عذابم بده ، همین بودنه تو نیازه منه
دارم روزو شب زمزمت میکنم ، صدا کردنه تو آوازه منه

2 سال پيش

نه سرگرمه روزای دور از تو ام
نه دل سرد حرفای مردم شدم
کجای مسیر اشتباه اومدم
که قبل از رسیدن به تو گم شدم
یه عمره که تو برزخ این مسیر
نگفتی که چی سرنوشت منه
کدوم سمت دنیا به تو میرسم
کجای جهنم بهشت منه
چقد فاصله تا تو باور کنی
که دوری برای من عدت نبود
چقدر سجده کردم نشونم بدی
فقط سجده راه عبادت نبود
فقط سجده راه عبادت نبود
تو دیدی برای پرسدیدنت
چقد پابه پایه تو راه اومدم
چرا اخر جاده باید بگی
که از ابتدا اشتباه اومدم
یه عمره که تو برزخ این مسیر
فقط فاصله سرنوشت منه
کجای دنیا به تو میرسم
کجای جهنم بهشت منه
بگو پشت ابر کدوم اسمون
بگو تو ازان کدوم مسجدی
عزاب همین قدر که دورم ازت
بگو کی قرار نجاتم بدی
بگو کی قرار نجاتم بدی

2 سال پيش

گفتی پدر این سرزمین ، دور باد از شر و دروغ

وقتی نبیند این دیار ، دشمن بماند بی فروغ

گفتی چنان ارزنده است ، این خاک زرین کهن

خاکی که جسمت بعد مرگ ، یک ذره از ایران بود

شرم بر ما ای پدر ، ما خود شدیم دشمن او

مهر وطن قحطی شده ، رایج شده کذب و دروغ

شرم بر ما ای پدر ، دادیم به باد آداب خویش

بیگانه شد سرمشق ما ، از یاد بردیم رسم خویش

به جای شمس و مثنوی ، سر داده ایم حزن و فغان

شیون شده عادت ما ، ما وارثان مهرگان

شرم بر ما ای پدر ، ماکه ز خود بی خبریم

دزدیده شد گنج وطن ، در خواب خوش غوطه وریم

بردند ربودند خاکمان ، به گل نشست دریایمان

گل ها همه پژمرده اند ، رنگ رفته از فرهنگمان

تقصیر ندارد روزگار ، ظالم نخوانید این جهان

بر این دیار با شکوه ، ما خود نبودیم پاسبان

بر این دیار با شکوه ، ما خود نبودیم پاسبان

تقصیر ندارد روزگاه ، ظالم نخوانید این جهان

بر این دیار با شکوه ، ما خود نبودیم پاسبان

بر این دیار با شکوه ، ما خود نبودیم پاسبان