متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - mosi_1365

آرزویت را برآورد می کند آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی می گریاند
3208
  • جنسیت : مرد
  • سن : 30
  • کشور : ایران
  • استان : تهران
  • شهر : تهران
  • فرم بدن : هیکل ورزشی
  • اندازه قد : 1.80
  • رنگ چشم : فندقی
  • رنگ مو : قهوه ای تیره
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : نمیکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کاردانی
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : مرکزه پزشکی
  • درآمد : خوب
  • وضعیت کار : تمام وقت
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : رفتم
  • شوخ طبعی : شوخ طبع
  • درباره من : Hamishe say kardam too zendegim khoob basham
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : lazaneya. , chelo mahiche
  • ورزش مورد علاقه : shena
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : harki ghashang bkhoone
  • فیلم مورد علاقه : تای تانیک، k pax, شهر فرشتگان، روز هفتم،
  • بازیگر مورد علاقه : نیکلاس کیج
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : خوشحال
  • فریاد من : آرزویت را برآورد می کند آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی می گریاند
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : آبان
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

13 روز پيش

آرزویت را برآورد می کند آن خدایی که آسمان را برای خنداندن گلی می گریاند

2 هفته پيش

ما انسانها مثل مداد رنگی هستیم، شاید رنگ مورد علاقه یکدیگر نباشیم ،
اما روزی برای کامل کردن نقاشیمان دنبال هم خواهیم گشت…

2 هفته پيش

درخت پرستو را دوست داشت، از زمانی که پرستو روی شاخه هایش مینشست، دوستش داشت. هر روز صبح به خود میگفت امروز همون روزیه که بهش میگم دوستش دارم، اما هر چی سعی میکرد چیزی جلویش را می گرفت، شاید خجالت. خودش هم نمیدانست اون چیه. فردا حتما بهش میگم. ولی باز هم فردایی دیگر....
یک روز از سرما به خود لرزید. بغض گلویش را گرفت، انگار یخ زده بود!!
نه از سرما، پرستو رفته بود............

3 هفته پيش

سیاهی تف شد بر روی مغز روشن من

ƤƛƦӇƛM

2 ماه پيش

سال نو می‌شود، زمین نفسی دوباره می‌کشد، برگ‌ها به رنگ در می‌آیند و گل‌ها لبخند می‌زند
پرنده‌های خسته بر می‌گردند و در این رویش سبز دوباره... من... تو... ما... کجا ایستاده‌ایم
سهم ما چیست؟ نقش ما چیست؟ پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟
زمین سلامت می‌کند و ابرها درودتان سال نو مبارک...

3 ماه پيش


+5