متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - mohammadreza151515

  • جنسیت : مرد
  • سن : 20
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : انتخاب كنيد
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

3 سال پيش

باد

تنهاست

و هرچه را بیشتر میخواهد ،

بیشتر از خود دور میکند ...

و من آن بادم

3 سال پيش

مــجازی
مــجازی هستیم امــا دلــمان مــجازی نیـــــست
میــــــشکنــــــد
حواست به تایــــپ کردنت باشــــــد

___________________________

5+++++

3 سال پيش

مادره خطاب به پسرش: نیوتن رو می شناسی؟
پسره: نه کی هست؟
مادره: اگه به درسات بیشتر توجه می کردی می شناختیش!
پسره: خیلی خب، پارمیدا رو می شناسی؟
مادر: نه !!!
پسره: اگه به شوهرت بیشتر توجه می کردی می شناختیش!

3 سال پيش

صبرت که تمام شد نرو.....................
معرفت تازه از آن لحظه آغاز می شود............................

3 سال پيش

غربت را نباید در الفبای شهر جستجو کرد همین که عزیزت نگاهش را به دیگری

فروخت تو غریبی .+5

3 سال پيش

دیروز آبگوشت داشتیم ، طبق معمول منو و داداشم سر استخون قلم ، دعوامون شد ، ... مامان از تو آشپزخونه داد میزنه : چتونه خونه رو گذاشتید رو سرتون ، مگه شما سگید که برا استخون دعوا میکنید ؟
صد بار گفتم استخونا برا باباتونه ...!!!
من
داداشم

بابام