متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - mohamad252

  • جنسیت : مرد
  • سن : 19
  • کشور : ایران
  • استان : انتخاب كنيد
  • شهر : مشهد
  • فرم بدن : انتخاب كنيد
  • اندازه قد : انتخاب كنيد
  • رنگ چشم : انتخاب كنيد
  • رنگ مو : انتخاب كنيد
  • تیپ لباس : انتخاب كنيد
  • سيگار : انتخاب كنيد
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : دیگر..
  • زبان : انتخاب كنيد
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : انتخاب كنيد
  • وضعیت سواد : انتخاب كنيد
  • نوع رشته : انتخاب كنيد
  • شغل : انتخاب كنيد
  • درآمد : انتخاب كنيد
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : انتخاب كنيد
  • مذهب : انتخاب كنيد
  • دید سیاسی : انتخاب كنيد
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : انتخاب كنيد
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • حالت من : اخمو
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : انتخاب نشده
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : انتخاب كنيد
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

3 سال پيش

خاک تو سرت !
این چه قیافه ای که واسه خودت درست کردی!!!
اه اه
یخورده مثل مرد باش.
بی فرهنگ.

3 سال پيش

در کلاس درس استاد دانشگاه خطاب به یکی از دانشجویان میگه

انواع استرس رو توضیح بده و استرس واقعی کدومه

دانشجو میگه دختر زیبائی رو کنار خیابان سوار میکنی.

اما دختره کمی بعد توی ماشینت غش می کنه.

مجبور می شی اونو به بیمارستان برسونی.

در این لحظه دچاراسترس آنهم از نوع ساده‌ میشی!

در بیمارستان به شما می گن که این خانم حامله هست

و به تو تبریک میگن که بزودی پدر میشی. تو میگی اشتباه شده

من پدر این بچه نیستم ولی دختر با ناله ای میگه چرا هستی.

در اینجا مقدار استرس شما بیشتر میشه. آن هم از نوع هیجانی!

در خواست آزمایش دی.ان.ای می کنی. آزمایش انجام میشه

و دکتر به شما میگه : دوست عزیز شما کاملا بیگناهی ،

شما قدرت باروری ندارید و این مشکل شما کاملا قدیمی و بهتر بگویم مادرزادیه.

خیال تو راحت میشه و سوار ماشینت میشی و میری.

توی راه به سمت خونه ناگهان به یاد ۳ تا بچه ت میفتی …؟

و اینجاست که استرس واقعی شروع میشه!

3 سال پيش

گاهی وقت ها تو زندگی ،
میرسی به یه جایی که بن بست نیست
اما دیگه …
مقصدی نداری!
...

3 سال پيش

گاهي خدا پنجره هارو مي بنده

در هارو قفل مي كنه

زيباس اگر فكر كني شايد بيرون طوفانه

و خدا مي خواد از تو محافظت كنه

3 سال پيش

امروز كه از خواب بيدار شدم

از خودم پرسيدم: زندگي چه مي گويد؟

جواب را در اتاقم پيدا كردم...

پنكه گفت: خونسرد باش!

سقف گفت: اهداف بلند داشته باش!

پنجره گفت: دنيا را بنگر!

ساعت گفت: هر ثانيه باارزش است!

آيينه گفت: قبل از هر كاري، به بازتاب آن بينديش!

تقويم گفت: به روز باش!

در گفت: در راه هدف هايت، سختي ها را هُل بده و كنار بزن!

زمين گفت: با فروتني نيايش كن!

5++

3 سال پيش

خدایــــــــــــــــــــــــا

این روزها زمان چقدر تنـــــــــــــــــــد برایم میگذرد !!

نمی دانـــــــــــــــــــــــم

خوشی هایم فراوان است یا درد های این دنیا شمارش روزها را از یادم برده !!