متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - mmtt123456789

  • جنسیت : زن
  • سن : 34
  • کشور : ایران
  • استان : زنجان
  • شهر : زنجان
  • فرم بدن : متوسط
  • اندازه قد : 1.60
  • رنگ چشم : مشکی
  • رنگ مو : مشکی
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : بدم میاد
  • وضعیت زندگی : با خانواده
  • اجتماع : انتخاب كنيد
  • زبان : انتخاب كنيد
  • برنامه مورد علاقه : اصلآ تلوزيون نگاه نميكنم
  • وضعیت تاهل : مجرد
  • وضعیت بچه : ندارم
  • وضعیت سواد : کارشناسی ارشد
  • نوع رشته : علوم انسانی
  • شغل : مدرس دانشگاه و پژوهشگر
  • درآمد : متوسط
  • وضعیت کار : انتخاب كنيد
  • دین : مسلمان
  • مذهب : شیعه
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : انتخاب كنيد
  • شوخ طبعی : متوسط
  • درباره من : انتخاب كنيد
  • علایق من : انتخاب كنيد
  • ماشین من : انتخاب كنيد
  • آدرس وبلاگ : انتخاب كنيد
  • غذای مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • ورزش مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • تیم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • خواننده مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • فیلم مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • بازیگر مورد علاقه : انتخاب كنيد
  • کتاب مورد علاقه : انتخاب نشده
  • حالت من : انتخاب نشده
  • فریاد من : انتخاب كنيد
  • اپراتور : انتخاب نشده
  • نماد ماه تولد : شهریور
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 109148_headnfxrszh1ns2sv1m5hdg9e3kavvqan6n1b.jpg
  • آهنگ پروفایل : انتخاب كنيد

3 روز پيش

شب با تمام یکرنگی اش

چه ساده آرامش میبخشد

چه خوب میشد

ما هم مثل شب باشیم

یکرنگ ولی آرامبخش ...

" شبتون بخیر و دریای دلتون آروم ...صادق

4 روز پيش

هر وقت دلت گرفت
توی خیالت
یه خونه بساز بالای یه درخت
پنجره هاش رو به ماه
دلتو بسپار به خدا
فقط یاد خداست که
دلتو آروم میکنه
شبتون زیبا و سرشار از آرامش

5 روز پيش

آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد
ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است
زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند.
(مونتسکیو)

5+=8

11 روز پيش

گــرگ همیشه گرگ میزاید
و
گوسفند همیشه گوسفند. . .
تنهـــا انسان است که گاهــــے
گرگ میزاید و گاهــــے گوسفند!!! . . .

#نیچه

14 روز پيش

بروم صد پله پایین...با دریا گریه کنم، کنج صدف مروارید وار،بی صدا گریه کنم

در غزلگردی های تو...تا سمفونی آبی سوزِ مشکوکِ سازها را یکجا گریه کنم

#شهیار قنبری

6 هفته پيش

در هیاهوی زندگی دریافتم ،
چه بسیار دویدن‌ها که فقط پاهایم را از من گرفت
در حالی که گویی ایستاده بودم ...

چه بسیار غصه‌ها که فقط باعث سپیدی موهایم شد
در حالی که قصه‌ای کودکانه بیش نبود ...

دریافتم ،
کسی هست که اگر بخواهد "می‌شود"
و اگر نخواهد "نمی‌شود"
به همین سادگی ...

کاش نه می‌دویدم و نه غصه می‌خوردم