متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

پروفایل کاربر - minee

سکوت،تفکر،و بعد عصیان ....به هر آنچه
15650
  • جنسیت : زن
  • سن : 17
  • کشور : ایران
  • استان : البرز
  • شهر : آرادان
  • فرم بدن : خیلی چاق
  • اندازه قد : 2.70
  • رنگ چشم : آبی
  • رنگ مو : سفید
  • تیپ لباس : ساده
  • سيگار : هرروز میکشم
  • وضعیت زندگی : انتخاب كنيد
  • اجتماع : تعامل با همه ی افراد
  • برنامه مورد علاقه : فيلم ها ي خشن
  • زبان : Tagalog
  • وضعیت تاهل : انتخاب كنيد
  • وضعیت بچه : دارم
  • وضعیت سواد : بی سواد
  • نوع رشته : معارف و الهیات
  • شغل : دنبال یه لقمه نون
  • درآمد : طبقه پایین جامعه
  • وضعیت کار : بازنشسته
  • دین : کاتولیگ
  • مذهب : دیگر
  • دید سیاسی : هیچکدام
  • خدمت : فراری
  • شوخ طبعی : بی احساس
  • درباره من : می خوای چیکار؟؟؟
  • علایق من : بازم می خوای چیکار؟؟؟؟؟؟
  • ماشین من : ندارم
  • آدرس وبلاگ : می خوام چیکار
  • غذای مورد علاقه : علف وسبزی و میوه و کلا گیاهان بیچاره..می خوای چیکار راستی؟؟؟
  • ورزش مورد علاقه : توپ بازی،قلقلک دادن،کوهنوردی-والیبال
  • تیم مورد علاقه : ..........
  • خواننده مورد علاقه : سنتی،کلاسیک...متال و راک هم مقداری و
  • فیلم مورد علاقه : یه عالمه
  • بازیگر مورد علاقه : یه عالمه
  • کتاب مورد علاقه : مرشد و مارگاریتا>پتکی بر ملاجم
  • حالت من : غافلگیر
  • فریاد من : سکوت،تفکر،و بعد عصیان ....به هر آنچه
  • اپراتور : همراه اول
  • نماد ماه تولد : مهر
  • تعداد اخطار : نداره
  • دلیل اخطار : انتخاب نشده
  • هدر پروفایل : 87801_head8nyvptg5yrosgo8jc93b2rxb9dpgz3vxek.jpg
  • آهنگ پروفایل : http://up.hamkhone.ir/6/46b5de338e01a2232ae99cf123b612c5.mp3

3 ماه پيش

اولين بار كه اين جمله رو شنيدم ، هشت سالم بود .
مادر بزرگ همونجوري كه چادر نخي گلدارش رو روي سرش ميكشيد از پستو بيرون اومد و رو به عصمت خانم كه لپاش گل انداخته بود كرد و گفت:

" تا كي آخه؟ بسه . خسته نشدي از كتك خوردن؟ هلاك شدي ، جوونيت رفت واسه ي يكي بمير كه برات تب كنه"
و عصمت خانم كه اشكاش گوله گوله ميريخت روي لپاي سرخش تند تند مي گفت :نميتونم بالاخره باباي اين بچه هاس لابد قسمت منم اين بوده.تازه من آدمش نيستم!

و من وقتي تو حياط قديمي مادر بزرگ وسط بوي اطلسي ها و شمعدونيا دنبال يه پروانه با بالهاي رنگي ميكردم خوشحال از اينكه يه جمله ي جديد ياد گرفتم مدام ميگفتم :واسه ي يكي بمير كه برات تب كنه!

امروز بعد از گذشت سالها از اون روزاي دور ، مدتهاست به اين جمله فكر ميكنم و با خودم ميگم: واقعا چند تا از ماها به اين جمله ي كاربردي اهميت ميديم و بهش عمل ميكنيم؟!
تا كي قراره روزهاي خوش زندگيمون رو فداي آدمهايي كنيم كه حتي در قبال از خودگذشتگي و مهربونياي ما احساس رضايت هم نمي كنن و هر روز انتظاراتشون بيشتر و بيشتر ميشه؟
تا كي قراره محبتهاي افراطي و دلسوزانه رو براي كساني انجام بديم كه خوبي هامون رو وظيفه مي دونن.
واقعا تا كِي براي كساني بميريم كه حتي برامون تب هم نميكنن!!
يه جايي ، يه روزي بايد دست از فداكاري هاي مخرب برداريم و اگر كسي پيدا شد كه برامون ميمرد اونوقت ما هم از ته دل بهش بگيم :
؛همه جوره باهاتم ، هواتو دارم ، هوامو داشته باش ، تا بتونيم از كنار هم بودنمون لذت ببريم ؛
من ميگم :عشق از خود گذشتگيه ولي اگه قراره فقط يكي اين وسط از قلب و احساسش مايه بذاره يه جاي اين رابطه مي لنگه ..

3 ماه پيش

زندگی
با تبسم شیرین
و با عشق زیبا
با محبت محکم
با صداقت امن
با یادخدا آرام میشود
براتون زندگی
‌با عشق محبت،شادی،
صداقت و
یادخدا روآرزومیکنم ..


3 ماه پيش

مااااااااااااالس

مصلخم

3 ماه پيش

ﻣُﻬــــــﻢ ﻧﯿـــــﺲ ↯

ﺭﺍﺟـــِـــبم➣ ﭼــــے ﻓﮑـــﺮ ﻣﯿﮑـــﻨـــن↻

⇧⇧ﺑــــﺎﻻﯾـــے⇧⇧

ﻭﻗﺘـــــــی ﺭﺍﺿــــی ﺑﺎﺷـــﻪ

ﺩﯾﮕﻪ ♡ﺣـــرف♡ ﮐﺴــــــے ﺑﻪ ░ﭼِـــــﺶ░ ﻧـــــــمیاد..

+5

3 ماه پيش

http://www.hamkhone.ir/member/39551/blog/view/258719--/

ششمین نقد رضا مدیر اجرایی

شرکت کنید و از یک نقد سالم بهره مند گردید