متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    گریبان

  • تعداد نظرات : 5
  • ارسال شده در : ۱۴۰۰/۱۰/۲۴
  • نمايش ها : 23

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید

وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید

 

من عاشق چشمت شدم ، نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود

آندم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

 

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو ، نه آتشی و نه گِلی

چیزی نمیدانم از این دیوانگی و عاقلی

 

من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر

چیزی از آن سوی یقین شاید کمی هم پیش تر

آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود

دیگر فقط تصویر من در مردمکهای تو بود

 

من عاشق چشمت شدم...

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


moritez
ارسال پاسخ
خزان
ارسال پاسخ

قشنگه
ممنون

SA00
ارسال پاسخ
dlaram
ارسال پاسخ
korosh_ts
ارسال پاسخ

زندگیست گرامی
دلت شاد و لبت پرخنده

من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
چیزی از آن سوی یقین شاید کمی هم پیش تر

هر زنی برای زیباتر شدن ؛
باید یک مردِ عاشق، داشته باشد .
زن‌ها استعدادِ عجیبی در شیطنت و دلبری دارند؛ اگر آنی که باید باشد، باشد !
در زیباییِ آفرینشِ زن‌ها شکی نیست !
اما مردانِ عاشق،
می‌توانند با یک نگاه و احساسِ ناب؛ روی این مرغوبیتِ ذاتی، تشدید بگذارند ...
شک ندارم تمامِ زنانِ شاد و موفق، جایی از دنیا مردِ عاشقی دارند؛ که وجاهت و استعدادشان را تحسین می‌کند ...
‌زنان، بزرگ‌ترین معجزه‌ی آفرینشَند؛
باید یادشان آورد،
باید تحسین‌شان کرد،
باید عاشق‌شان بود !

نرگس صرافیان طوفان