متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

400x400

بلاگ كاربران


به نام خدا

شخصی دهنه الاغش را گرفته بود و می رفت . دو نفر دزد گفتند باید الاغش را بدزدیم . اولی رفت دهنه الاغ را به دهان خود زد ،  دومی الاغ را برداشت و فرار کرد .

 

در همین اثناء دزد سرفه کرد ، مرد ساده ، برگشت و دید خرش نیست و دهنه الاغ برگردن یک انسان است  ، جلو آمد و گفت الاغ من چه شد ؟ دزد گفت الاغ تو من هستم ، من اول آدم بودم ، مادرم مرا نفرین کرد و به صورت الاغ مسخ شدم ، حالا از من راضی شده است و در حق من دعا کرده لذا من به حالت اول برگشتم و آدم شدم .

 

آن مرد از او عذر خواهی نمود که اگر در این مدت به شما جسارت کردم ، مرا ببخشید ، سپس افسار را از گردن او برداشت و او را آزاد کرد . چند روز بعد جهت خریدن چهارپائی به بازار رفت ، اتفاقا خرش را در بازار دید که می خواهند او را بفروشند ! جلو رفت و در گوش خرش گفت : ای بی حیا ، باز هم مادرت را اذیت کردی ، دیگر تو را نمی خرم ..

 

نظرات دیوار ها


hadith
ارسال پاسخ

yalda1385 :
جالب بود لايك

ممنون از حضور و مهربانیه شما

yalda1385
ارسال پاسخ

جالب بود لايك

hadith
ارسال پاسخ
hadith
ارسال پاسخ

parni :
{h}
{g}

jaleb bud

تشکر از حضورتون

parni
ارسال پاسخ




jaleb bud

hadith
ارسال پاسخ

marya1370 :
:-?


marya1370
ارسال پاسخ
hadith
ارسال پاسخ

AmirHesamAlavi :
:)

ممنون از حضور شما

hadith
ارسال پاسخ

sheyda21 :
:d

ممنون از اینکه نظر گذاشتید

AmirHesamAlavi
ارسال پاسخ
ѕнєуɗα
ارسال پاسخ
hadith
ارسال پاسخ

Fereshteh :
{7}

ممنون از حضورتون

FeReShTeh
ارسال پاسخ