متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

دیوار کاربران


nami123
nami123
۱۳۹۳/۰۹/۰۸

یاد دارم در دبستان در کتاب درس اول،

صحبت از نان بود و آب،

آنچه در خردسالی نداشتیمو خوانده ایم

همچنان در جستجویش مانده ایم...

Prime_Abtimus
Prime_Abtimus
۱۳۹۳/۰۹/۰۸

گر نگهدار من آن است که من می‌دانم ..... شیشه را در بغل سنگ نگه می‌دارد

Prime_Abtimus
Prime_Abtimus
۱۳۹۳/۰۹/۰۸

5+

Prime_Abtimus
Prime_Abtimus
۱۳۹۳/۰۹/۰۸

غنچه‌ای گفت به پژمرده گلی
که ز ایام، دلت زود آزرد
آب، افزون و بزرگست فضا
ز چه رو، کاستی و گشتی خرد
زینهمه سبزه و گل، جز تو کسی
نه فتاد و نه شکست و نه فسرد
گفت، زنگی که در آئینهٔ ماست
نه چنانست که دانند سترد
دی، می هستی ما صافی بود
صاف خوردیم و رسیدیم به درد
خیره نگرفت جهان، رونق من
بگرفتش ز من و بر تو سپرد
تا کند جای برای تو فراخ
باغبان فلکم سخت فشرد
چه توان گفت به یغماگر دهر
چه توان کرد، چو میباید مرد
تو بباغ آمدی و ما رفتیم
آنکه آورد ترا، ما را برد
اندرین دفتر پیروزه، سپهر
آنچه را ما نشمردیم، شمرد
غنچه، تا آب و هوا دید شکفت
چه خبر داشت که خواهد پژمرد
ساقی میکدهٔ دهر، قضاست
همه کس، باده ازین ساغر خورد
...
پروین اعتصامی