متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    نگاه...

  • تعداد نظرات : 5
  • ارسال شده در : ۱۳۹۳/۰۶/۲۱
  • نمايش ها : 102

من عقابی بودم که نگاه یک مار


سخت آزارم داد

بال بگشودم و سمتش رفتم

از زمینش کندم

به هوا آوردم

آخر عمرش بود که فریب چشمش، سخت جادویم کرد

در نوک یک قله، آشیانش دادم که همین دل رحمی، چه بروزم آورد

عشق، جادویم کرد

زهر خود بر من ریخت

از نوک قله زمین افتادم

تازه آمد یادم، من عقابی بودم

 

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


Negin_wolf
ارسال پاسخ
Amirtaha
ارسال پاسخ
Sogaand
ارسال پاسخ

ممنون

mhr
ارسال پاسخ

زیبا بود
ممنون

qwer
ارسال پاسخ

mer30