متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

400x400

بلاگ كاربران


  • آخر سال...

  • روز های آخر سال پایان  سالی دیگر از عمر راستی ؟ حواست هست؟ بازهم یکی از بزرگترین سوال بشر بی پاسخ مانده است ... اینکه یک سال از عمر ما کم شده است یا به عمرمان اضافه؟ و مهمتر از آن آیا این مهم است یا چگونگی گذراندن ؟ بزرگتر شدن دویدن...بیشتر دویدن نرسیدن نرسیدن و ... باز هم نرسیدن دلی شکسته در لا ب لای انتظار ها ... خرده هایش به شکل حبابی شفاف به شکل اشک خسته ی خسته امروز مینویسم برای خداحافظی…
  • برمیگردی...؟!

  • عقربه های ساعت به دنبال همگذر بی امان زمان باز هم من و ثانیه های لبریز انتظاربا انبوهی از حرفای ناگفته و ناتمامسوالی ک مانده در کنج ذهن خسته بی جواببرمیگردی؟حتی اگر شده برای شنیدن جمله آخرم برمیگردی؟لحظه ای گوش هایت را به من بسپارآرام میگویم تا فقط بین دل من و دل تو بماند این رازمن به تو اعتماد داشتم....#شراره…
  • آرام تر سکوت کن بانو ...

  • آرام تر سکوت کن بانو...!   این سکوت های پیاپی....   این لبخند های بی رغم....   این پاسخ های کوتاه....   نگاه های گذرا...   از کی شروع شد؟   از کی انقدر خلاصه شدی؟   آن همه اشتیاق را به چه باختی؟   در بین این سکوت های طولانی دنبال چه چیزی میگردی؟   نگرد بانو...   دیگر او را پیدا نمیکنی.   هر چقدر هم کند و کاو کنی...   او دیگر نخواهد بود. &…
  • کاش میشد برگشت به عقب ...

  • آدم تا وقتی کسی رو نمیخواد حالش خیلی خوبه.   همه درد های آدم از وقتی شروع میشه ک یه جایی دلت گیر میکنه و یکی رو میخوای!   کاش میشد برگشت به عقب... اونموقع که دلم پیش خودم بود. بهونه کسی رو نمیگرفت. هوای کسی رو نمیکرد. سرخوش بود و بیخیال زمین و زمان، روزگار میگذروند.   وقتی آدم دلش یه جایی گیر میکنه ساعت ها هم نمیگذره! انگار لعنتی ها لجباز میشن ... میخوان بیشتر بهت سخت بگذره! ‌ …
  • برای بودنت....

  • دلم برایت پر میزند   برای بودنت   برای مهربانیت   ثانیه ب ثانیه فضای اتاق تنگتر میشود   هوای اطراف سنگین تر میشود   نگاهی ب تقویم روی میز   دوباره بغض لعنتی خانه میکند در گلویم   امروز درست ۲سال و ۳ماه و ۱۳ روز از نبودت میگذرد   بهترینم گذشت اما ....   آبادی ویران شد که دیگر باهنر هزاران معمار هم ساخته نخواهد شد   دلم برایت پر میزند!   برای بو…
  • نفرت

  • گاهی وقتا نفرت توی وجودم به حدی شعله میکشه خودم رو و قلبم رو هم میسوزونه حس اعتماد از دست رفته توی قلب آدم آتیش نفرت میندازه وقتی به آدم خیانت میشه انگار همه جوره توی عذابه همه ی وجودش میسوزه....  ولی حیف ک چاره ای نیست بعضی وقتها فقط باید سوخت مثل شمع بی صدا کاری هم ازت برنمیاد هرچی بیشتر تقلا کنی بیشتر سوختی.... #شَرارهِ خدا یا کمکم کن همه زندگیم داره تو این آتیش میسوزه…
  • ...

  •   باهم تعارف که نداریم...!؟ وقتی دوستم نداری طوری نگاهم نکن که عاشقت شوم طوری صدایم نکن که دلم بریزد وقتی خطابت میکنم بی آنکه صدایت را صاف کنی یک 'بله'ی ساده‌ی خشدار فارغ از 'جانم'های عاشقانه بگو...!   وقتی دوستم نداری میان کلماتت هیچ قولی نده!   نگو میمانی نگو مال همیم چیزی نگو که دلم خوش باشد مثلا دلم نشکند... من با دروغ بیشتر می‌شکنم بیشتر درد می‌کشم و بیشتر تو را …
  • میرم به فاز محیط زیست :D

  •   طبیعت ایران، بویژه طبیعت شمال، همواره از بی‌مبالاتی ما زخم‌هایی عمیق بر می‌دارد.  معضل زباله‌ها نمایانگر گوشه‌ای از این بی‌مبالاتی‌ها است. روزی ۳ هزار تن زباله در جنگل‌های شمال انباشته می‌کنیم. طی ایام نوروز زخم‌های طبیعت از این هم عمیق‌تر می‌شوند.   پیش‌بینی می‌شود تا انتهای نوروز امسال، حدود ۱۵ میلیون نفر از ه…
  • ...

  •   من روي تو حساب كرده بودم؛ روي بودنت، ماندنت، پاي يك چيزهايي ايستادنت... حالا اگر نباشي، من روي زندگي چه حسابي باز كنم كه باشد يا نباشد؟ قسمت اعظمي از زندگي تويي،  كه نباشي يك چيزهايي كم مي آيد.. ناقص مي شود زندگي.. ميوه نارس را ديده اي؟ هرچقدر هم زيبا باشد طعم گس مي دهد.. كال است، ناچاري دور بيندازي اش.. مي داني.. زندگي بي تو طعم گس مي دهد... مي شود يك چيز دور انداختني...  …
  • آمدیم خانه نبودید....

  • قبل تر ها ، عید که میشد ، حتی اگر ساعت سه صبح هم بود ، بیدار میشدیم ، با چشمان پف کرده و باز و بسته لباس های نو میپوشیدیم هفت سین میچیدیم مینشستیم سرِ سفره ! منتظر میشدیم آن موسیقی معروف و پر سر و صدا از تلویزیون بیاید بیرون . همه در عالم خواب ، پدر و مادر زیرِ لب دعا زمزمه میکردند ، بچه ها کج و معوج و خواب آلود.   بعد یکهو آن بوق و کرنا یک انرژی مضاعفی به جمع میداد که انگار قوم مغول حمله کرد…