متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    بیقراری

  • تعداد نظرات : 0
  • ارسال شده در : ۱۳۹۳/۰۶/۲۳
  • نمايش ها : 65

بی قرار
در این شبهای بی قراری چیزی نمانده که با دلم در میان بگذاری

همه چیز از احساست پیداست ، در این لحظه های نفسگیر ، چیزی

نمانده جز دلتنگی و انتظارو این دل عاشق من ،

همیشه بهانه میگیرد از منبهانه تو را ،

تو را میخواهد نه دلتنگی ها را،

تو را میخواهد نه به انتظارت نشستنها را

!در این شبهای بی قراری چیزی نمانده از من ،

جز یک دل بهانه گیرباز هم گرچه نیستی در کنارم ،

اما در این هوای سرد ، عشق نفسهایت

مرا گرم نگه داشته…به این خیال که تو هستی ،

 همه چیز سر جای خودش باقیست ،

 تنها جای تو در کنارم خالیست،

به این خیال که تو هستی شبهایم مهتابیست ،

تنها درد من در این شبها ، تنهاییست

!به این خیال که تو هستی ،

بی خیال همه چیز شده ام ، درحسرت دوری ات تنها و آشفته ام

کجا بیایم که تو باشی ، کجا بروم که تو را ببینم ،

کجا بنشینم که تو هم بیایی،

دلم تنها به این خوش است که هر جا باشی ،

همیشه در قلبم میمانی اما تو بگو دلتنگی هایم را چه کنم؟

 لحظه به لحظه بهانه های این دل بی تابم را چه کنم؟

تو بگو اشکهایم را چه کنم ، انتظار ،

انتظار ، این انتظار سخت را چه کنم؟

فرقی ندارد برایم دیگر ، مهم این است که تو هستی ،

مهم این است که همیشه و همه جا مال من هستی اگر

من در این گوشه تنها نشسته ام و به تو فکر میکنم ،

تو در گوشه ای نشسته ای و در خیالت به من نگاه میکنی ،

 اگرمن با هر تپش از قلبم تو را یاد میکنم ،

تو در آن گوشه با یادت مرا آرام میکنی

اگر من در این گوشه چشم انتظار نشسته ام ،

تو در آن گوشه از شوق دیدار همه ی

چوب خطهای این انتظار را پاک میکنی...

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


نخستین نظر را ایجاد نمایید !