متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    دستانت

  • تعداد نظرات : 0
  • ارسال شده در : ۱۳۹۳/۰۶/۱۹
  • نمايش ها : 50

دستانت را به یاد خواهم اورد که چگونه رهایم کردند

دستانی که روزی با گرمای خود وجودم را سراسر شوق

میکردند و بودنت کنارم را نوید میدادند...

چه شد و چگونه رها شد را نمیتوانم به یاد آورم

تنها چیزی که به خاطر دارم نگاهی بود که دیگر اثری

از آن محبت دیرین نداشت ...و سکوتی تلخ که زانو هایم

را خم کرد و نفهمیدم چگونه و چرا دستانت را رها کردی..

آه اگر باز میگشت آن لحظه هرگز به دستانت اجازه رها شدن

برای لحظه ای را نمیدادم...

بگو امروز پس از گذشت روزها حالت چگونه است؟دستان دیگری

را در دست گرفته ای؟ از بودنش شاد هستی؟؟؟

حال من اما همچون سابق تعریفی ندارد...همچنان در نگاه تو گره خورده

و مدام میپرسد چه شد؟؟!!!

تا به حال معنی دوست داشتن به اندازه ستاره های آسمان را

نمیدانستم اکنون که فهمیدم...میبینم چه اندک هستند ستاره ها...

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


نخستین نظر را ایجاد نمایید !