متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

دیوار کاربران


mahisa
mahisa
۱۴۰۱/۰۱/۱۴

آهَایَ تازه وارد شُده به این دُنیای مَجازی
تنَهایی هیِچکس را بَاور نَکن این ملِت عشقشان را هَم بلاک میِکُنندتا
بی دردسر هرزگی کنُند

mahisa
mahisa
۱۴۰۱/۰۱/۱۴

کسی که نبودت رو حس نمیکنه ، پس بودنت رو هم حس نمیکنه..

mahisa
mahisa
۱۴۰۱/۰۱/۱۴

با دروغ شاید بشه جلو رفت اما دیگه نمیشه برگشت به عقب...

mahisa
mahisa
۱۴۰۱/۰۱/۱۴

ما،
نسلی هستیم که،

بهترین حرفهای زندگیمان را نگفتیم…
تایپ کردیم...
مجــــازی هستیم...امــــا¬........دلمــــــان مجازی نــــیست... میشکند

sa23
sa23
۱۴۰۱/۰۱/۱۱

کاش من دو نفر بودم...
یکی حرف می‌زد و یکی دیگر گوش می‌داد...
یکی زندگی می‌کرد و آن یکی به تماشای او می‌نشست...
چه خوب می‌توانستم خودم را دوست داشته باشم ولی اینطور نیست...
پس تصمیم گرفتم تنها باشم

vahid2727
vahid2727
۱۴۰۱/۰۱/۱۰

در عشق توام نصیحت و پند چه سود
زهراب چشیده‌ام مرا قند چه سود

گویند مرا که بند بر پاش نهید
دیوانه دلست پای در بند چه سود

#مولانا

sa23
sa23
۱۴۰۱/۰۱/۱۰

تو چه می‌دانی آدَمی که به یک نقطه خیره مانده و به موسیقیِ دلخواهش گوش می‌دهد...
در آن نقطه‌ی کوچک که به آن خیره شده، چه چیزهایی می‌بیند...
چه چیزهایی می‌شِنود، و چه چیزهایی احساس می‌کند

sa23
sa23
۱۴۰۱/۰۱/۱۰

مقصر من بودم...
خسته بودم...
از یه جایی باید دست می کشیدم...
ولی نتونستم!
می دونستم این کار لعنتی بیهوده است!
آخر عاقبت من شد فقط انتظار...

sa23
sa23
۱۴۰۱/۰۱/۰۹

تمام عمر تنهایی در همه جا منو تعقیب کرده...
توی بارها...
توی ماشین ها...
پیاده روها، فروشگاه ها، همه جا ...
هیچ راه فراری نیست...
من تنهاترین مرد خدا هستم...
زندگی من دوباره یه ورق تازه ای خواهد خورد...
روزها با نظم و قاعده خاص پشت سر هم خواهند گذشت...
هر روز غیر قابل پیش بینی...
یک زنجیره طولانی...
و ناگهان، تغییر رخ خواهد داد.

vahid2727
vahid2727
۱۴۰۱/۰۱/۰۸

تا شمع تو افروخت پروانه شدم
با صبر ز دیدن تو بیگانه شدم

در روی تو بیقرار شد مردم چشم
یعنی که پری دیدم و دیوانه شدم

#مولانا