متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

دیوار کاربران


keyvan1343
keyvan1343
۱۳۹۸/۰۹/۰۳

جورشود

چه کنم حال دلت با دل من جور شود

نقطه ی پرگال وجودت باوجودم جورشود

ذکرهر روزو شبم زمزمه ی نام تو بود

چاره بنما ، که دلم با دل تو جورشود.......k1

keyvan1343
keyvan1343
۱۳۹۸/۰۹/۰۲

دلدارت

تو با لبخند جادوئی دلی بردی ز دلدارت

بیا و رُخصتی بنما،نگاهی کن به دلدارت

ببین ازدوری توجان به سرشد،یاردیرینت

بیا ،یا جان بگیر، یا جان بده، به دلدارت......k1

keyvan1343
keyvan1343
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

باران

ازبرایش شعر باران گفته ام

از غم وهجرِ فراوان گفته ام

اشک در چشمم چو باریدن گرفت

از فراق یار،وز جدایی گفته ام

غم که در چشمم چنین آواز خواند

از برایش شعررفتن گفته ام......k1

keyvan1343
keyvan1343
۱۳۹۸/۰۹/۰۱

خانه ای

خلوت نشین خانه ای بودم،آمدی دررا زدی
بی حیاهوبی سوال،بردل نشستی،سایه ام برهم زدی
ازبرای چند سوال،طُوری به هم ریختی دلم
آتشی بردل فتادی با قضاوت پس زدی
خانه ام زیرروزبرکردی،به ابروی خودت
آن چنان آتشفشانی ، بر دل و جانم زدی
شعله ور کردی دلم را از برای زندگی
بعداز آن با رفتنت کبریت به جانانم زدی.....k1

keyvan1343
keyvan1343
۱۳۹۸/۰۸/۲۹

صبح شد

صبح شد،بازدلم حال عجیبی دارد
درپی دوری تو،حِس غریبی دارد
صبح شد ، باز دلم درگیر است
این چنین حال،کمی سنگین است
صبح شد ، چشم به راهت دارم
تا بی آیی وُ نظر بردارم
صبح شد،گوش به صدای قدمت
تیک تیک وُ تاک تاک قدمت
صبح شد ، باد وزیدن بِگرفت
عطر گیسوی تو،بوی جهانی بِگرفت
صبح شد،قلب من ازکاراُفتاد
تا که صوُتی ز دهانت اُفتاد
صبح شد،مغزدگر کار نَکرد
تاگره از گل مُژکان توبازنَکرد
صبح شد،آن چه عجب صبحی بود
صبح زیبا و دل انگیزی بود......k1

mehditala
mehditala
۱۳۹۸/۰۸/۲۹


amir_sakett
amir_sakett
۱۳۹۸/۰۷/۲۹

رفتم دادگستری

یارو می‌پرسه: شکایت داشتید؟
.
.
.
.
.
.
.

گفتم پ ن پ یه خورده برنج آوردم تا با ترازوی عدالت وزن کنم!

Ramin1q
Ramin1q
۱۳۹۸/۰۷/۲۷

سلااااااام

keyvan1343
keyvan1343
۱۳۹۸/۰۷/۲۶


ای از شب هجر بوده ناشاد!

برخیز که رهسپار شد شب

صبح آمد و بردمید خورشید

از رحمت حق مباش نومید

ملک_الشعرای_بهار



amir_sakett
amir_sakett
۱۳۹۸/۰۷/۲۵

قبلاً مچِ دخترا رو با دوست پسراشون می‌گرفتی تا ٥ سال مثلِ سگ ازت می‌ترسیدن!

چند روز پیش، مچِ دخترِ 11 سالۀ همسایه رو با یه پسره تو پشتِ بوم گرفتم!

فرداش پیامک فرستاده: به كسی چیزی بگی می‌دم دوس پسرام بکشنت
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

دو سه روزِ با عینکِ دودی و عصای سفید می‌رم بیرون!