متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    فاخر مفتخر

  • تعداد نظرات : 138
  • ارسال شده در : ۱۴۰۰/۰۷/۰۲
  • نمايش ها : 65

یه بار با بابام دعوام شد، گفتم من دیگه حاضر نیستم ده ثانیه هم توی این خونه بمونم. بابام گفت: هزار و یک، هزار و دو، هزار و سه... .



به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


nayrika0098
ارسال پاسخ

omid63 :
{H}


omid63
ارسال پاسخ
nayrika0098
ارسال پاسخ

aryan_ :
{7}


nayrika0098
ارسال پاسخ

lookan_like :
چه بابای خوبی
اولش گرم کردن مواد مشتعل، دومیش کبریت، سومیش انفجار
مدیونی اگر فکر کنی از قبل برنامه ریزی نشده و حساب شده نبوده:d

اگه تو میگی حتما همینِ

nayrika0098
ارسال پاسخ

raha1374 :
بازم مثالتون رو قبول ندارم
تشبیه حسش به فصل ها هم درست نیست نظرم
فصل ها اگه عوض نشن روزگارمون یکنواخت میشه و بله خسته کننده س
اما قضیه ازدواج و همسر داشتن متفاوت ِ،
اگر آدم درستی رو انتخاب کنیم و ازدواجمون درست و اصولی باشه اصلا رابطه یکنواخت نمیشه که نیاز به تغییر و تنوع داشته باشیم
حالا اگه گشتیم و نبود یه حرفی
اون موقع با افتخار میگیم آدم مناسبم رو پیدا نکردم و
ورود آدم های نامناسب هم به دردم نمی خوره پس هیچی
ولی در کل نمیشه مسئله ازدواج رو زیر سوال برد

به نتیجه رسیدی یا هنوز مجهولِ

aryan_
ارسال پاسخ
_MiM_
ارسال پاسخ

چه بابای خوبی
اولش گرم کردن مواد مشتعل، دومیش کبریت، سومیش انفجار
مدیونی اگر فکر کنی از قبل برنامه ریزی نشده و حساب شده نبوده

raha1374
ارسال پاسخ

بازم مثالتون رو قبول ندارم
تشبیه حسش به فصل ها هم درست نیست نظرم
فصل ها اگه عوض نشن روزگارمون یکنواخت میشه و بله خسته کننده س
اما قضیه ازدواج و همسر داشتن متفاوت ِ،
اگر آدم درستی رو انتخاب کنیم و ازدواجمون درست و اصولی باشه اصلا رابطه یکنواخت نمیشه که نیاز به تغییر و تنوع داشته باشیم
حالا اگه گشتیم و نبود یه حرفی
اون موقع با افتخار میگیم آدم مناسبم رو پیدا نکردم و
ورود آدم های نامناسب هم به دردم نمی خوره پس هیچی
ولی در کل نمیشه مسئله ازدواج رو زیر سوال برد

raha1374
ارسال پاسخ

amir_sakett :
آخخخ

سرم رو کوبیدم

ازدواج رو به مهمون تشبیه نکردم که

هدف اون حسش هست، اصلا مثال رو عوض کنیم

مثلا امسال، فصل پاییز بیاد و دیگه نره!

خب حسش خیلی بد و حوصله‌بر و داریخدیراندی

انسان امروزی که سطح حوصله‌اش به تناسب نسل‌های قبلی خیلی پایین اومده

سرعت تغییری که انسان امروزی داره در طول تاریخ بشریت بی‌سابقه بوده و

نمی‌شه از چنین فرد کم‌حوصله و پرتغییر (در کل متغیر) انتظار ثبات رو داشت

حالا اگه دو تا انسان امروزی بخوان زیر یه سقف برن که

دیگه تاریک علیٰ تاریک می‌شه که

که امار طلاق‌ها و خیانت‌ها و مشاجرات زوجین گویای خیلی مسائل از خصوصیات انسانِ قرن ۲۱ است

خب همه جا که نمیشه حسی پیش رفت
انسان امروزی یه ایراد بزرگ داره و اونم اینِ که:
همش منتظره ببینه حسش چی میگه؟ یه وقت اذیت نشه با فلان تصمیم!!
حس ها فقط یه راهنما هستن. نباید تا این حد اختیار رو داد دست حس ها
آدمی که نخواد یکم سختی تحمل کنه، ایثار نداشته باشه سرعت پیشرفتش خیلی خیلی کند میشه
اینکه کسی رو وارد تنهایی هامون نکنیم پاک کردن صورت مسئله س
هنر اینِ که با وجود همراه، باز هم بلد باشی اوضاع رو تحت کنترل داشته باشی، وقتی نیاز به خلوت داری خلوت کنی
هر دو طرف باید بلد باشن

amir_sakett
ارسال پاسخ

raha1374 :
یه دقیقه سرتون رو جایی نکوبین، توضیح بدم، اگه قانع نشدین دیگه اختیار با خودتونه!

منم متوجهم که با مهمون مشکلی ندارین
ولی شما این مثال رو برای ازدواج زدین
ازدواج رو تشبیه به اومدنِ مهمونی کردین که نمیره!
و بعدش نظر خواستین
خواستم بگم که به نظر من تشبیه درستی نیست
چون شریک زندگی قضیه ش خیلی خیلی متفاوت ِ
مهمون اومد باااید بره یه روز،
اما یار و شریک زندگی نباااید بره

آخخخ

سرم رو کوبیدم

ازدواج رو به مهمون تشبیه نکردم که

هدف اون حسش هست، اصلا مثال رو عوض کنیم

مثلا امسال، فصل پاییز بیاد و دیگه نره!

خب حسش خیلی بد و حوصله‌بر و داریخدیراندی

انسان امروزی که سطح حوصله‌اش به تناسب نسل‌های قبلی خیلی پایین اومده

سرعت تغییری که انسان امروزی داره در طول تاریخ بشریت بی‌سابقه بوده و

نمی‌شه از چنین فرد کم‌حوصله و پرتغییر (در کل متغیر) انتظار ثبات رو داشت

حالا اگه دو تا انسان امروزی بخوان زیر یه سقف برن که

دیگه تاریک علیٰ تاریک می‌شه که

که امار طلاق‌ها و خیانت‌ها و مشاجرات زوجین گویای خیلی مسائل از خصوصیات انسانِ قرن ۲۱ است

raha1374
ارسال پاسخ

amir_sakett :
خدایا من از دست ایشون، سرم رو کجا بکوبم که دردم نیاد؟

به پیر به پیمبر با مهمان کاری ندارم

فقط مثال بود

در رو با روی خوش به مهمونا باز باید کرد

مهمون نیز بهترِ که اولاً تا حد ممکن سرزده نیاد و دوماً

با موندنِ بیش از حدش باعث سلب اسایش میزبان نشه

این اصل در خودمم حاکمِ و باید وقتی مهمون می‌رم رعایتش کنم

حالا اگه مشکلی دارید، خوبِ که بنده تشریف بیارم خونتون

و دیگه خارج نشم؟

یه دقیقه سرتون رو جایی نکوبین، توضیح بدم، اگه قانع نشدین دیگه اختیار با خودتونه!

منم متوجهم که با مهمون مشکلی ندارین
ولی شما این مثال رو برای ازدواج زدین
ازدواج رو تشبیه به اومدنِ مهمونی کردین که نمیره!
و بعدش نظر خواستین
خواستم بگم که به نظر من تشبیه درستی نیست
چون شریک زندگی قضیه ش خیلی خیلی متفاوت ِ
مهمون اومد باااید بره یه روز،
اما یار و شریک زندگی نباااید بره

amir_sakett
ارسال پاسخ

raha1374 :
اگه تا این حد نسبت به خودتون شناخت دارین
و می دونین وجود مهمون تا این حد براتون کسالت آور ِ، از همون اول در رو به روشون باز نکنید، این عاقلانه تر و منصفانه ترِ!
نمیشه هم خدا رو خواست هم خرمارو!
هم برکتِ مهمون، هم آرامشِ تنهایی
بالاخره یه جا باید چیزی خرج کرد تا بشه چیزی به دست آورد

خدایا من از دست ایشون، سرم رو کجا بکوبم که دردم نیاد؟

به پیر به پیمبر با مهمان کاری ندارم

فقط مثال بود

در رو با روی خوش به مهمونا باز باید کرد

مهمون نیز بهترِ که اولاً تا حد ممکن سرزده نیاد و دوماً

با موندنِ بیش از حدش باعث سلب اسایش میزبان نشه

این اصل در خودمم حاکمِ و باید وقتی مهمون می‌رم رعایتش کنم

حالا اگه مشکلی دارید، خوبِ که بنده تشریف بیارم خونتون

و دیگه خارج نشم؟

raha1374
ارسال پاسخ

amir_sakett :
گیر دادین به مهمون ها

بزرگوار منظور اوج کسالت‌اوری مسئله هست خب

اگه تا این حد نسبت به خودتون شناخت دارین
و می دونین وجود مهمون تا این حد براتون کسالت آور ِ، از همون اول در رو به روشون باز نکنید، این عاقلانه تر و منصفانه ترِ!
نمیشه هم خدا رو خواست هم خرمارو!
هم برکتِ مهمون، هم آرامشِ تنهایی
بالاخره یه جا باید چیزی خرج کرد تا بشه چیزی به دست آورد

nayrika0098
ارسال پاسخ

raha1374 :
عزیزم اختیار داری
ذهنم درگیر موضوعی شد و بیشتر روی صحبتم با خودم بود
اینکه قانع بودن یه جاهایی عالیه و یه جاهایی برعکس، اشتباه محض!
باید موقیت ها رو درست ارزیابی کرد
متاسفانه یه وقتایی ادمیزاد نمیدونه دقیقا چی درسته چی غلط

کم کم درستش میکنم

raha1374
ارسال پاسخ

nayrika0098 :
خواهش میشه
شب خوبی داشته باشی تو ام{bos}

ممنونم

raha1374
ارسال پاسخ

nayrika0098 :
باشه سعی میکنم این قسمت از ضعفمُ جبران کنم

عزیزم اختیار داری
ذهنم درگیر موضوعی شد و بیشتر روی صحبتم با خودم بود
اینکه قانع بودن یه جاهایی عالیه و یه جاهایی برعکس، اشتباه محض!
باید موقیت ها رو درست ارزیابی کرد
متاسفانه یه وقتایی ادمیزاد نمیدونه دقیقا چی درسته چی غلط

nayrika0098
ارسال پاسخ

raha1374 :
مرسی عزیزم بابت بلاگ
شب خوبی داشته باشی

خواهش میشه
شب خوبی داشته باشی تو ام

nayrika0098
ارسال پاسخ

raha1374 :
ولی بعضی جاها نباید قانع بود..

باشه سعی میکنم این قسمت از ضعفمُ جبران کنم

raha1374
ارسال پاسخ

مرسی عزیزم بابت بلاگ
شب خوبی داشته باشی

raha1374
ارسال پاسخ

nayrika0098 :
کلا دختر قانعی ام
در مورد ازدواج نکن خب من اینجوری ام کلا باهاش مشکل دارم هنوزم با خودم سر این مسئله کنار نیومدم که بکنم یا نکنم
در مورد شب بخیر باید بگم خب باید بگم شب بخیر حتما خسته بودن و توان کششون تا اینجا بود بگم نه شب نبخیر

ولی بعضی جاها نباید قانع بود..

nayrika0098
ارسال پاسخ

raha1374 :
نایریکا یه نقدی دارم بهت
اینکه زود حرف قبول می کنی!
دختر یکم مخالفت کن
ازدواج نکن= چشم
شب بخیر=شب بخیر!!!
یعنی چی اخه؟!

کلا دختر قانعی ام
در مورد ازدواج نکن خب من اینجوری ام کلا باهاش مشکل دارم هنوزم با خودم سر این مسئله کنار نیومدم که بکنم یا نکنم
در مورد شب بخیر باید بگم خب باید بگم شب بخیر حتما خسته بودن و توان کششون تا اینجا بود بگم نه شب نبخیر

raha1374
ارسال پاسخ

نایریکا یه نقدی دارم بهت
اینکه زود حرف قبول می کنی!
دختر یکم مخالفت کن
ازدواج نکن= چشم
شب بخیر=شب بخیر!!!
یعنی چی اخه؟!

nayrika0098
ارسال پاسخ

raha1374 :
چی چیو ارشاد شدم؟
تو نباید قبول کنی
تو باااید ازدواج کنی

خب ببین من کلا با مقوله ازدواج مشکل دارم

nayrika0098
ارسال پاسخ

amir_sakett :
خب خیالم راحت شد

اخیش

حالا برم بخوابم

شب به خرش و پلنگ

nayrika0098
ارسال پاسخ

raha1374 :
من فقط Hز یه چیز مهمون بدم میاد
صبح زود قبل از صاحبخونه پا میشه جاشو جمع می کنه، تو خونه می چرخه {1}
یکی نیست بگه بخواب دیگه!! هر روز این موقع خونتون بزننت هم بیدار نمیشی :LANATI

اگه از این راحتا باشه خب صبونه رم درست کنه دیگه
از وقتش بدرستی استفاده کنه

این مهمونا انقده خوبن

raha1374
ارسال پاسخ

nayrika0098 :
سخنانتون متین
مثال هم به جا و شایسته
ارشاد شدم
من از اولشم گفتم ازدواج سختِ
خیلی م سختِ

چی چیو ارشاد شدم؟
تو نباید قبول کنی
تو باااید ازدواج کنی

amir_sakett
ارسال پاسخ

nayrika0098 :
سخنانتون متین
مثال هم به جا و شایسته
ارشاد شدم
من از اولشم گفتم ازدواج سختِ
خیلی م سختِ

خب خیالم راحت شد

اخیش

حالا برم بخوابم

raha1374
ارسال پاسخ

موندن مهمون برای این اذیت کننده س که انتظار داری یه روز بره و نمیره
اما موقع ازدواج میدونی که نمیره، اگه ادم درستی رو انتخاب کرده باشی هم از رفتنش ترس داری نه از موندنش

nayrika0098
ارسال پاسخ

amir_sakett :
قدمشون رو چشمام

حالا هر کسی برای این واسه خودش خونهٔ شخصی رو تهیه می‌کنه که

توش راحت باشه

مثلا لباس راحتی بپوشه یا نپوشه

غذا بپزه یا نپزه

بخوابِ یا کتاب بخونِ یا فیلم ببینه

ولی با اومدن مهمون (که خیلی هم خوبِ و نعمتِ) این آزادی‌ها از میزبان سلب می‌شه

پس همون حرف پیامبر که فرمود:

نهایتاً سه روز مهمون کسی باشید

حالا با این تفاسیر مهمون تا اخر عمرت توی خونه‌ات بمونِ

خب طبیعیِ که کلی حرص می‌خوریم

شاید ازدواج نیز همین گونه باشه

سخنانتون متین
مثال هم به جا و شایسته
ارشاد شدم
من از اولشم گفتم ازدواج سختِ
خیلی م سختِ

raha1374
ارسال پاسخ

من فقط Hز یه چیز مهمون بدم میاد
صبح زود قبل از صاحبخونه پا میشه جاشو جمع می کنه، تو خونه می چرخه
یکی نیست بگه بخواب دیگه!! هر روز این موقع خونتون بزننت هم بیدار نمیشی

nayrika0098
ارسال پاسخ

raha1374 :
نایریکا خوابیدی؟
خیلی زشته زودتر از مهمونا میخوابیا

نه بیدارم

amir_sakett
ارسال پاسخ

nayrika0098 :
با این قضیه موافقم که زمان قدیم راه ارتباطی کم بود و مهمون سر زده میومد
خب اون زمان بود بنا بر شرایط رفتار هم فرق میکرد
متاسفانه این فرهنگ هنوز کامل جا نیوفتاده
شایدم قصد اون مهمونِ که سر زده اومده سوپرایز کردنتون بده:d

قدمشون رو چشمام

حالا هر کسی برای این واسه خودش خونهٔ شخصی رو تهیه می‌کنه که

توش راحت باشه

مثلا لباس راحتی بپوشه یا نپوشه

غذا بپزه یا نپزه

بخوابِ یا کتاب بخونِ یا فیلم ببینه

ولی با اومدن مهمون (که خیلی هم خوبِ و نعمتِ) این آزادی‌ها از میزبان سلب می‌شه

پس همون حرف پیامبر که فرمود:

نهایتاً سه روز مهمون کسی باشید

حالا با این تفاسیر مهمون تا اخر عمرت توی خونه‌ات بمونِ

خب طبیعیِ که کلی حرص می‌خوریم

شاید ازدواج نیز همین گونه باشه

raha1374
ارسال پاسخ

نایریکا خوابیدی؟
خیلی زشته زودتر از مهمونا میخوابیا

raha1374
ارسال پاسخ

باید تحمل کرد خب
بعضی وقتا چاره ای نیست
در ضمن چرا می زنید؟

amir_sakett
ارسال پاسخ

raha1374 :
مهمون باید فهیم باشه
خودش به موقع بره که
که ارزش و احترامش حفظ بشه

گیر دادین به مهمون ها

بزرگوار منظور اوج کسالت‌اوری مسئله هست خب

nayrika0098
ارسال پاسخ

amir_sakett :
نه اصلاً

مهمون که حبیب خداست

خب زمان‌ قدیم (قدیمِ نزدیک و دور) نه تلفنی بود و نه

کانال ارتباطی قوی لذا اکثراً مهمونا ناخواسته می‌اومدن که به موارد اشاره شده

، دور بودن راه‌ها رو نیز اضافه کنیم

اما الان تلفن هست لذا اصولیش اینِ که قبل اومدن اطلاع بده

حالا تصور کنیم که کلی کار داریم و از طرفی مهمون ناخوانده می‌اد

اومدنش بازم مشکلی نداره ولی نرفتنش و موندنش واقعاً ادم رو از زندگیش ساقط می‌کنه

با این قضیه موافقم که زمان قدیم راه ارتباطی کم بود و مهمون سر زده میومد
خب اون زمان بود بنا بر شرایط رفتار هم فرق میکرد
متاسفانه این فرهنگ هنوز کامل جا نیوفتاده
شایدم قصد اون مهمونِ که سر زده اومده سوپرایز کردنتون بده