متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    دیکتاتور حانی

  • تعداد نظرات : 25
  • ارسال شده در : ۱۴۰۰/۰۶/۲۶
  • نمايش ها : 90

‏تو رابطه بودن یعنی حل مشکلات با هم و در کنار هم،مشکلاتی که به احتمال زیاد اگه مجرد بودی نداشتی.
 

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


aryan_
ارسال پاسخ

جداسری خوب نیست
همسری خوب است

nayrika0098
ارسال پاسخ

amir_sakett :
مخلصات کبیراً کبیرا

بزرگَوارید

nayrika0098
ارسال پاسخ

amir_sakett :
سلامی مجدد

ممنونم از لطفتون

و اما منظور ماکس پلانک از پاک شدن: والا متأسفانه چون بنده اونجا نبودم لذا دقیقاً نمی‌دونم منظورش چی بود خخخ

پاک شدن از پوکی‌ها و پلیدی‌ها...

این موضوع (پاک و پاکیزه کردن درون و پالایش و پیرایش درون از زشتی‌ها و تهذیب و تزکیهٔ نفس) مبحثی هست که فرد پاسخ دهنده در ابتدا باید خودش آدم پاکی باشه تا بتونِ به این پرسش، پاسخ بده و چون بنده هنوز به اون مرحلهٔ زیبای پاکی نرسیده‌ام لذا سکوت می‌کنم

مخلصم

خیلی خوبه که نمیدونید سکوت میکنید
مرسی

amir_sakett
ارسال پاسخ

nayrika0098 :
مرسی از شما و مرسی از امیر خان که محفل مارو گرم نمودن{38}

مخلصات کبیراً کبیرا

amir_sakett
ارسال پاسخ

farnia :
ممنون از بلاگتون و توضیحات مفید امیرخان
{H}

سلام و بی‌نهایت سپاس از مهرتون

سلامت باشید

amir_sakett
ارسال پاسخ

nayrika0098 :
چه جامع و مفید
خیلی خوبه با شما حرف زدن و بیشتر یاد میگیرم از محضرتون
دونه دونه حرفامو جواب دادین و جای مبهم برام نموند
فقط یه سوال منظور ماکس پلانک از پاک شدن چیه:)

سلامی مجدد

ممنونم از لطفتون

و اما منظور ماکس پلانک از پاک شدن: والا متأسفانه چون بنده اونجا نبودم لذا دقیقاً نمی‌دونم منظورش چی بود خخخ

پاک شدن از پوکی‌ها و پلیدی‌ها...

این موضوع (پاک و پاکیزه کردن درون و پالایش و پیرایش درون از زشتی‌ها و تهذیب و تزکیهٔ نفس) مبحثی هست که فرد پاسخ دهنده در ابتدا باید خودش آدم پاکی باشه تا بتونِ به این پرسش، پاسخ بده و چون بنده هنوز به اون مرحلهٔ زیبای پاکی نرسیده‌ام لذا سکوت می‌کنم

مخلصم

nayrika0098
ارسال پاسخ

lookan_like :
دنیای قشنگیه مجردی:d

تو همینجوری بمون
نمیخوام ببینم حیف شدنتو

nayrika0098
ارسال پاسخ

SA00 :
:) دقیقا
{40}

مرسی تایید کردی

nayrika0098
ارسال پاسخ

hosein12345 :
{40}
{h}


nayrika0098
ارسال پاسخ

Fereshteh :
والا {7}


_MiM_
ارسال پاسخ

دنیای قشنگیه مجردی

SA00
ارسال پاسخ

دقیقا

Tom Cat
ارسال پاسخ
Fereshte
ارسال پاسخ

والا

nayrika0098
ارسال پاسخ

farnia :
ممنون از بلاگتون و توضیحات مفید امیرخان
{H}

مرسی از شما و مرسی از امیر خان که محفل مارو گرم نمودن

farnia
ارسال پاسخ

ممنون از بلاگتون و توضیحات مفید امیرخان

nayrika0098
ارسال پاسخ

amir_sakett :
نظر لطف شماست

چرا اذیت بشم؟ خیلی هم خوشحال می‌شم.

نوجوان که بودم خیلی مغرور و سرکش و معترض بودم و به زمین و زمان و آسمان

و معلمان و بزرگان و حتی به خدا گیر می‌دادم که فلان جور که شماها می‌گید کاملاً

اشتباهِ و با عقل جور درنمی‌آد!

کمی که گذشت و در اقیانوس عظیم علم اندکی عمیق‌تر شیرجه زدم

رفته‌رفته از غرورم کاسته شد و یواش یواش فهمیدم که هیچی نمی‌فهمم خخخ

اینا رو واسه این گفتم که به این نکته برسم:

بله با نگاهتون نسبت به تجربه موافقم که هر چند کتاب و تجربیات دیگران مفیدِ

ولی زمانی می‌شه ازشون واقعاً بهره برد که با تجربیات شخصی آمیخته بشه و

آدم خودش به پختگی برسه که هر چند هر چقدر پخته‌تر می‌شه بیشتر به خامی و

ناپختگیش پِی می‌بره!

بله با این نیز کاملاً موافقم که کتابِ خوب و کتاب مضر داریم و هر

غذایی (کتابی) رو نباید به روحمون بدیم.

در مورد شناخت آدم‌ها نیز بله درستِ؛ بعضیا رو با گذشتِ زمان نیز نمی‌شه شناخت

ولی هر کسی مطالعات روان‌شناختی داشته باشه بیشتر در امان می‌مونه

به اضافهٔ اینکه تمامی علوم به نظرم سایهٔ یک علم اصلی هستند که

به اون کتاب اصلی آفرینش و علم حقیقی با روش‌های موجود و دانشگاهی نمی‌شه دست یافت چرا که دانشگاه بهمون دانش رو می‌تونن بدن ولی بینش رو نه!

بینش همون حکمت هست؛ از درون می‌جوشه و منبعش اندرون ماست که به

به قول ماکس پلانک: بر سَردَرِ معبد علم نوشته‌اند؛ اول پاک شو سپس وارد شو!

جمله‌ای که در کامنت قبلی‌ام از یکی از بزرگان نقل قول زدم منظورش اینِ که

اگه در کل زندگیت، با یک انسان دارای روح بزرگ و زیبا آشنا بشی برای کل عمرت کافیست

چه جامع و مفید
خیلی خوبه با شما حرف زدن و بیشتر یاد میگیرم از محضرتون
دونه دونه حرفامو جواب دادین و جای مبهم برام نموند
فقط یه سوال منظور ماکس پلانک از پاک شدن چیه

amir_sakett
ارسال پاسخ

nayrika0098 :
بزرگوارید و خوش مشرب
صحبت کردن با شما برای من خیلی ارزشمندِ
اگر سر درد نمیگیرین و اذیتتون نمیکنم یه حرفی بزنم
کتاب خوندن واقعا جذابه و دنیای متفاوتی داره و مثل یک معلم خوب اگر انتخاب خوبی داشته باشیم در انتخاب کتاب میتونه راه و مسیر درستی رو نشونمون بده ولی گاهی کافی نیست و تجربه هم نیاز هست تا کامل تر بشه این دانستن
گاهی پیدا کردن یک نفر که بتونیم در کنارش مکمل بشیم و نقطه اشتراک داشته باشیم یخورده سخت شده، فی الحال مجردم و خرسند شایدم نا آگاه و سخت گیر
همه ما یسری نقطه های کور داریم که اگر مرور زمان نباشه کسی نمیتونه متوجهش بشه شاید همین نقطه های کور باعث بشه مشکلات ناخوشایند بوجود بیاد
یه خیلی از آدما هستن که فقط کافی بدونن قلقت چیه و فرمون رابطه رو دست بگیرن و جوری نقش بازی کنن که تا بعد ازدواج متوجه انتخاب اشتباهمون نشیم درباره این انتخاب البته اینم با مشاور حاذق برطرف میشه
همونطور که گفتین با حرفتون موافقم این مراحل فوق دارای دردسر هست و خارج از حوصله

میتونم ازتون بخوام متنی که از بزرگان گفتین رو برام توضیح بدین
یجوری نوشتین آخه

نظر لطف شماست

چرا اذیت بشم؟ خیلی هم خوشحال می‌شم.

نوجوان که بودم خیلی مغرور و سرکش و معترض بودم و به زمین و زمان و آسمان

و معلمان و بزرگان و حتی به خدا گیر می‌دادم که فلان جور که شماها می‌گید کاملاً

اشتباهِ و با عقل جور درنمی‌آد!

کمی که گذشت و در اقیانوس عظیم علم اندکی عمیق‌تر شیرجه زدم

رفته‌رفته از غرورم کاسته شد و یواش یواش فهمیدم که هیچی نمی‌فهمم خخخ

اینا رو واسه این گفتم که به این نکته برسم:

بله با نگاهتون نسبت به تجربه موافقم که هر چند کتاب و تجربیات دیگران مفیدِ

ولی زمانی می‌شه ازشون واقعاً بهره برد که با تجربیات شخصی آمیخته بشه و

آدم خودش به پختگی برسه که هر چند هر چقدر پخته‌تر می‌شه بیشتر به خامی و

ناپختگیش پِی می‌بره!

بله با این نیز کاملاً موافقم که کتابِ خوب و کتاب مضر داریم و هر

غذایی (کتابی) رو نباید به روحمون بدیم.

در مورد شناخت آدم‌ها نیز بله درستِ؛ بعضیا رو با گذشتِ زمان نیز نمی‌شه شناخت

ولی هر کسی مطالعات روان‌شناختی داشته باشه بیشتر در امان می‌مونه

به اضافهٔ اینکه تمامی علوم به نظرم سایهٔ یک علم اصلی هستند که

به اون کتاب اصلی آفرینش و علم حقیقی با روش‌های موجود و دانشگاهی نمی‌شه دست یافت چرا که دانشگاه بهمون دانش رو می‌تونن بدن ولی بینش رو نه!

بینش همون حکمت هست؛ از درون می‌جوشه و منبعش اندرون ماست که به

به قول ماکس پلانک: بر سَردَرِ معبد علم نوشته‌اند؛ اول پاک شو سپس وارد شو!

جمله‌ای که در کامنت قبلی‌ام از یکی از بزرگان نقل قول زدم منظورش اینِ که

اگه در کل زندگیت، با یک انسان دارای روح بزرگ و زیبا آشنا بشی برای کل عمرت کافیست

nayrika0098
ارسال پاسخ

808atanaz :
مجردی و مشکلاتش بیشتر حال میده
تا اینکه بخوای تحمل کنی کسی و کنارت
آدم جدید مشکل جدید میاره با خودش
حل که نمیکنه بی مصرفیشم اثبات میکنه :)

تو مجرد بمون

nayrika0098
ارسال پاسخ

amir_sakett :
بزرگوارید

خودم همیشه سعی می‌کنم از تجربیات آدم‌های باتجربه استفاده کنم

واسه همین «کتاب خوندن» رو خیلی دوست دارم

به ادب و احترامتون حرمت قائلم و سپاسگزارم

به نظرم اول باید به این فکر کنیم که چه کسی با چه ویژگی‌هایی ارزشمند هست

یعنی ساختِ معیار و داشتن استاندارد نرمال برای خودمون خیلی مهمِ

بعدش ببینیم که چه کسی نزدیک به نظام ارزشیمون هست

و اگه با چنین فردی روبه‌رو شدیم، حالا باید پناه ببریم به «زمان»

و در طول و گذر زمان و افت‌‌‌‌وخیز با یکدیگه بفهمیم که

تصورات ذهنی ما از اون شخص چقدر با واقعیت اون فرد مطابقت داره!

هوووف

چقدر سخت!

من که وقتش رو برای مراحل زیبای فوق ندارم والا

پس به جمله‌ای از یکی از بزرگان اشاره می‌کنم:

آرزو می‌کنم در طول عمر و مسیر زندگانی‌ات، تصادف کنی!

تصادف با چه یا که؟

تصادف با یکی دو روح بــــزرگ

یـــکی کافیـــست

دو را برای وزنش آوردم

بزرگوارید و خوش مشرب
صحبت کردن با شما برای من خیلی ارزشمندِ
اگر سر درد نمیگیرین و اذیتتون نمیکنم یه حرفی بزنم
کتاب خوندن واقعا جذابه و دنیای متفاوتی داره و مثل یک معلم خوب اگر انتخاب خوبی داشته باشیم در انتخاب کتاب میتونه راه و مسیر درستی رو نشونمون بده ولی گاهی کافی نیست و تجربه هم نیاز هست تا کامل تر بشه این دانستن
گاهی پیدا کردن یک نفر که بتونیم در کنارش مکمل بشیم و نقطه اشتراک داشته باشیم یخورده سخت شده، فی الحال مجردم و خرسند شایدم نا آگاه و سخت گیر
همه ما یسری نقطه های کور داریم که اگر مرور زمان نباشه کسی نمیتونه متوجهش بشه شاید همین نقطه های کور باعث بشه مشکلات ناخوشایند بوجود بیاد
یه خیلی از آدما هستن که فقط کافی بدونن قلقت چیه و فرمون رابطه رو دست بگیرن و جوری نقش بازی کنن که تا بعد ازدواج متوجه انتخاب اشتباهمون نشیم درباره این انتخاب البته اینم با مشاور حاذق برطرف میشه
همونطور که گفتین با حرفتون موافقم این مراحل فوق دارای دردسر هست و خارج از حوصله

میتونم ازتون بخوام متنی که از بزرگان گفتین رو برام توضیح بدین
یجوری نوشتین آخه

808atanaz
ارسال پاسخ

مجردی و مشکلاتش بیشتر حال میده
تا اینکه بخوای تحمل کنی کسی و کنارت
آدم جدید مشکل جدید میاره با خودش
حل که نمیکنه بی مصرفیشم اثبات میکنه

amir_sakett
ارسال پاسخ

nayrika0098 :
افتاد مشکل ها ...
من که نمیتونم رو حرفتون حرف بزنم
شما سرد و گرم روزگار چشیدین
چارتا پیراهن بیشتر از من پاره کردین
قطع به یقین بیشتر در جریانید

بزرگوارید

خودم همیشه سعی می‌کنم از تجربیات آدم‌های باتجربه استفاده کنم

واسه همین «کتاب خوندن» رو خیلی دوست دارم

به ادب و احترامتون حرمت قائلم و سپاسگزارم

به نظرم اول باید به این فکر کنیم که چه کسی با چه ویژگی‌هایی ارزشمند هست

یعنی ساختِ معیار و داشتن استاندارد نرمال برای خودمون خیلی مهمِ

بعدش ببینیم که چه کسی نزدیک به نظام ارزشیمون هست

و اگه با چنین فردی روبه‌رو شدیم، حالا باید پناه ببریم به «زمان»

و در طول و گذر زمان و افت‌‌‌‌وخیز با یکدیگه بفهمیم که

تصورات ذهنی ما از اون شخص چقدر با واقعیت اون فرد مطابقت داره!

هوووف

چقدر سخت!

من که وقتش رو برای مراحل زیبای فوق ندارم والا

پس به جمله‌ای از یکی از بزرگان اشاره می‌کنم:

آرزو می‌کنم در طول عمر و مسیر زندگانی‌ات، تصادف کنی!

تصادف با چه یا که؟

تصادف با یکی دو روح بــــزرگ

یـــکی کافیـــست

دو را برای وزنش آوردم

nayrika0098
ارسال پاسخ

amir_sakett :
خب نکـته‌اش همون «در کـنارِ هـم» بودن هست!

کــه عــشق آسـان نــمود اول ولـی...

که این «در کنار هم بودن» ارزشش رو داره برای جنگیدن با روزگار یا نه؟!

افتاد مشکل ها ...
من که نمیتونم رو حرفتون حرف بزنم
شما سرد و گرم روزگار چشیدین
چارتا پیراهن بیشتر از من پاره کردین
قطع به یقین بیشتر در جریانید

amir_sakett
ارسال پاسخ

خب نکـته‌اش همون «در کـنارِ هـم» بودن هست!

کــه عــشق آسـان نــمود اول ولـی...

که این «در کنار هم بودن» ارزشش رو داره برای جنگیدن با روزگار یا نه؟!

nayrika0098
ارسال پاسخ