متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    قصابی ام

  • تعداد نظرات : 16
  • ارسال شده در : ۱۴۰۰/۰۵/۱۵
  • نمايش ها : 92

‏وسط جلسه مامان زنگ‌زد، ریجکت کردم.

دو‌باره گرفت.

نگران شدم، جواب دادم و گفتم مامان تو‌ جلسه‌م اگر مهمه بگو.

با لحن جدی گفت مهمه.

از اتاق اومدم بیرون و پرسیدم چی شده؟

گفت من الان قصابی آقای شریفیم،

برای تو هم گوشت آب‌گوشتی بگیرم؟

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


_MiM_
ارسال پاسخ

شلوخ شدن این مامانا ها

nayrika0098
ارسال پاسخ

moritez :
چقد مهم بوده
=))

نبود که زنگ نمیزد

moritez
ارسال پاسخ

چقد مهم بوده

nayrika0098
ارسال پاسخ

rayan_send :
می گفتی گوشت کبابی برگ میخوام. :D

نه هوس دُنبِه کرده بود برا قورمه سبزی

rayan_send
ارسال پاسخ

می گفتی گوشت کبابی برگ میخوام.

nayrika0098
ارسال پاسخ

arsham00 :
{H}


arsham00
ارسال پاسخ
nayrika0098
ارسال پاسخ

Amir_ehsan :
:)


nayrika0098
ارسال پاسخ

SA00 :
:) خدا حفظ کنه این مامانای با حال و فهیم

خدا حفظ کنه شما رو

SA00
ارسال پاسخ

خدا حفظ کنه این مامانای با حال و فهیم

Amir_ehsan
ارسال پاسخ

nayrika0098 :
نیاز به اجازه شما بود برای راحتی :|


nayrika0098
ارسال پاسخ

Amir_ehsan :
نه :). کار خوبی میکنین.
راحت باشین‌.

نیاز به اجازه شما بود برای راحتی

Amir_ehsan
ارسال پاسخ

nayrika0098 :
بده میخندونمتون
ناراحت شدین
نکنه متن شماس که گذاشتم :|

نه . کار خوبی میکنین.
راحت باشین‌.

nayrika0098
ارسال پاسخ

Amir_ehsan :
هر چی اینستا پست میزارن شما کپی کن اینجا

:)

بده میخندونمتون
ناراحت شدین
نکنه متن شماس که گذاشتم

Amir_ehsan
ارسال پاسخ

هر چی اینستا پست میزارن شما کپی کن اینجا


nayrika0098
ارسال پاسخ