متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    مادر...

  • تعداد نظرات : 5
  • ارسال شده در : ۱۴۰۰/۱۰/۲۲
  • نمايش ها : 38

ﭼﺎﺭﻟﯽ ﭼﺎﭘﻠﯿﻦ :

ﻭﻗﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻨﺎﺭ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ ﻭ ﻫﺮﺷﺐ ﯾﮏ ﺁﺭﺯﻭ
ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ …

ﻣﺜﻼً ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺍﺳﺒﺎﺏ ﺑﺎﺯﯼ ﺑﺨﺮﺩ؛ ﻣﯽﮔﻔﺖ « ﻣﯽﺧﺮﻡ ﺑﻪ
ﺷﺮﻁ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ. »

ﯾﺎ ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯽﮐﺮﺩﻡ ﺑﺮﻡ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﯾﻦ ﺷﻬﺮﺑﺎﺯﯼِ ﺩﻧﯿﺎ؛ ﻣﯽﮔﻔﺖ « می ﺑﺮﻣﺖ ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ. »

ﯾﮏ شب ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ « ﺍﮔﺮ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺸﻮﻡ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ ﻣﯽﺭﺳﻢ؟ »

ﮔﻔﺖ « ﻣﯽﺭﺳﯽ ﺑﻪ شرط ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ.»

ﻫﺮ ﺷﺐ ﺑﺎ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯽ ﻣﯽﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ …
ﺍِﻧﻘﺪﺭ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪﻡ ﻭ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﻢ ﮐﻮﭼﮏ ﺷﺪﻧﺪ …

ﺩﯾﺸﺐ ﻣﺎﺩﺭﻣﻮ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪﻡ؛ ﭘﺮﺳﯿﺪ « ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺷﺐﻫﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻪ ﺁﺭﺯﻭﻫﺎﯾﺖ فکر ﻣﯽﮐﻨﯽ؟ »

گفتم « ﺷﺐﻫﺎ ﻧﻤﯽﺧﻮﺍﺑﻢ. »

ﮔﻔﺖ « ﻣﮕﺮ ﭼﻪ ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﺩﺍﺭﯼ؟ »

ﮔﻔﺘﻢ « ﺗﻮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺎﺷﯽ ﻭ ﻫﯿﭻ
ﺁﺭﺯﻭﯾﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ. »

ﮔﻔﺖ « ﺳﻌﯽ ﺧﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﻣﯽﮐﻨﻢ ﺑﻪ ﺧﻮﺍﺑﺖ ﺑﯿﺎﯾﻢ ﺑﻪ ﺷﺮﻁ ﺁﻧﮑﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﯽ

نظرات دیوار ها


arezoo1200
ارسال پاسخ

انشالله برای همه و روح در گذشتگان را بیامرزه

moritez
ارسال پاسخ

مادر و دیگر هیچ

Ssahar
ارسال پاسخ


و فردا به یاد میآوریم عزیزان را...
غم مادر

SA00
ارسال پاسخ

خدا همه ی مادران حفظ کنه .. سایشون مستدام
روح تمام مادران آسمانی شاد

korosh_ts
ارسال پاسخ

فرزندم
نمی دانم چند سال بعد قرار است بیایی
تا به یُمن حضورت
حس ناب مادر شدن را تجربه کنم
آرزویی که از روزهای کودکی ، داشتم
مثلا صبح که از خواب بیدار می شَوَم
اولین فکری که به ذهنم خطور کند
دیدن تو باشد
و شب بعد از اینکه برایت لالایی خواندم
به بستر خواب بروم
مثلا وقتی اولین قدم را برداشتی
یا اولین بار که با لحن شیرینت
مرا «مادر» خطاب کردی
قند در دلم آب شود و از عمق جان بخندم
و یا وقتی خودت را برایم لوس کردی
در آغوشت بگیرم و با بوسه و قلقلک
مسئله را حل و فصل کنم...
روز به روز رشد کردن و بالغ شدنت را ببینم
و هر روز و هرشب برایت شعر بخوانم
جانم به فدای خنده های شیرین و
زبان خوش و بسیار دلنشین تو

به همه مادران خسته نباشید و زنده باد عرض میکنم...

شب خوش خانم
درپناه حق