متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران

  • عنوان خبر :

    رفاقت

  • تعداد نظرات : 14
  • ارسال شده در : ۱۴۰۰/۱۰/۱۰
  • نمايش ها : 54

حکایت رفاقت دیرینه من با تو حکایت قهوه‌ایست

که امروز با یاد تو تلخ تلخ نوشیدم

که با هر جرعه بسیار اندیشیدم که این طعم را دوست دارم یا نه؟

و آن قدر گیر کردم بین دوست داشتن و نداشتن

که انتظار تمام شدنش را نداشتم تمام که شد

فهمیدم بازهم قهوه می‌خوام

حتّی تلخ تلخ

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


Ssahar
ارسال پاسخ

moritez :
لایک

ممنونم

Ssahar
ارسال پاسخ

salin :
لایکک

مرسی عزیزم

Ssahar
ارسال پاسخ

omid63 :
خیلیم خوب لایکک

مرسی آقا امید

moritez
ارسال پاسخ

لایک

salin
ارسال پاسخ
omid63
ارسال پاسخ

خیلیم خوب

Ssahar
ارسال پاسخ

arezoo1200 :
لایک جونم

مرسی جونم

Ssahar
ارسال پاسخ

SA00 :
:(
{H}

مرسی

Ssahar
ارسال پاسخ

adidas :
پس دوست داشتن و انتخاب کردی با همه تلخیش ....

مرسی عزیزم

Ssahar
ارسال پاسخ

korosh_ts :
باید یک نفر باشد تا تنهایی ات را پر کند
کسی که حرف هایت را بشنود و تو را درک کند
جنسیتش مهم نیست
مهم حس آرامشی است که به تو میدهد
گاهی یک رفیق بهترین همدم میشود
گاهی یک رفیق بالاتر از عشق میشود
قدر رفاقت های خود را بدانید.

پایدار باشید
ایام بکام
در پناه حق

ممنونم
مرسی

arezoo1200
ارسال پاسخ

لایک جونم

SA00
ارسال پاسخ



korosh_ts
ارسال پاسخ

باید یک نفر باشد تا تنهایی ات را پر کند
کسی که حرف هایت را بشنود و تو را درک کند
جنسیتش مهم نیست
مهم حس آرامشی است که به تو میدهد
گاهی یک رفیق بهترین همدم میشود
گاهی یک رفیق بالاتر از عشق میشود
قدر رفاقت های خود را بدانید.

پایدار باشید
ایام بکام
در پناه حق

adidas
ارسال پاسخ

پس دوست داشتن و انتخاب کردی با همه تلخیش ....