متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

400x400
400x400 اینجا جای شماست!

بلاگ كاربران


شاعر تو را دید و غم خود باز یادش رفت
شعر کبوتر با کبوتر باز .... یادش رفت
پرواز گیسوی رهایت را کبوتر دید
شرمنده شد از کار خود ، پرواز یادش رفت

چشمان تو مانند دریایی جدا از هم
موسی تو را وقتی که دید اعجاز یادش رفت 

عطر تنت خوش بو تر از باغ ارم ... حافظ 
با عطر تو مجنون شد و شیراز یادش رفت 

حتی بنان از دوریت دلتنگ و محزون است 
بغضی گلویش را گرفت .... آواز یادش رفت

به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


نخستین نظر را ایجاد نمایید !