متفاوت ترین شبکه اجتماعی در ایران

بلاگ كاربران


سر پیچ از هم جدا شدند. یکی زندانی بود، دیگری زندانبان.

زندانی دوره محکومیتش را گذرانده بود و زندانبان دوره خدمتش را.

 چمدان هایشان پر از گذشته بود، حوله کهنه، ریش تراش زنگ زده و آینه ی جیبی و...آن ها سرنوشت مشترک داشتند.

هر دو خاطرات خود را پشت میله ها گذاشته بودند و وقتی سر پیچ از هم جدا شدند، برف بر هر دوی آن ها یکسان می

بارید...


به اشتراک بگذارید : google-reader yahoo Telegram
نظرات دیوار ها


kharmagas
ارسال پاسخ

قشنگ بود

Fereshte
ارسال پاسخ
mahtab322
ارسال پاسخ

زيبا و پرمعني..
عالي بود

hasty1996
ارسال پاسخ

لایک